گیلاس های نارس به قلم نسترن جوانمرد
پارت هفتاد :
مازیار جلوی در پیادهاش کرد؛ شیشه را پایین داد، لبخند همیشگیاش نرمتر و پررنگتر از همیشه بود:
- سلام برسون به اهالی خونه. مراقب خودت باش.
حنا تشکر کرد:
- شب خیلی خوبی بود، همچنین.
در خانه را که بست، ماشین با تک بوقی راه افتاد. صدای برخورد قطرات باران در حوضِ آبی آرامش میداد. مخصوصاً حالا که ناودانها هم صدا میدادند. از کنار حوض عبور کرد و پا روی اولین پله گذاشت، سنگینی
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟
سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارتهاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمانهای كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😎😎 جدیی؟ شما میگید حتما همینطوره
۴ ماه پیشفخری
0نسترن جون دستمریزاد عالی بود امیدوارم مسیح و حنا روزهای خوبی کنار هم داشته باشن البته اگه پونه بزاره خیلی خوب بود قلمت مانا عزیزم❤️❤️❤️❤️❤️
۵ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
واقعا اگر پونه بذاره که فکرنمیکنم... قربونتون برم 🤍
۵ ماه پیشسوگند
1وای چقدر خوب باهم صحبت کردن به قول نویسنده چه لاس و لوسی بود این پارت من که خیلی خوشم اومد امیدوارم بازم پارت لاس و لوسی داشته باشیم که حسابی کیف میده
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
بله که داریم، با هم کیف میکنیم از بودنشون کنار هم
۶ ماه پیشسوگند
1یعنی پونه دیگه چیا به حریر گفته؟ خدا ازش نگزره بخاطر علاقش داره چه بلایی سر اینا میاره حریرم داره خطرناک میشه کمکم خدا رحم کنه فقط
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
اگر بگم پونه چه نقشه شومی توی سرش داره باورتون نمیشه! فقط باید خودتون بخونید و کف کنید
۶ ماه پیشسوگند
1اگر مازیار میدونست که حرفاش باعث شد حنا به مسیح فکر مثبت کنه قطعا زبونشو میبرید و خفه میشد
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
مازیار هم یک گیلاسِ نارسه بیچاره...
۶ ماه پیشZoha
1ای جووونمممممممممم پونه جون.. آرزو دارممممم که مرگت را ببینمممممممم😚😘🔪🔪🔪🔪🔪
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😂😂
۶ ماه پیشZ.k
0وای خیلی قشنگ ابراز احساست میکنن با حجب حیا من که خیلی دوس داشتم. همین فرمون برو جلو نویسنده جون که خیلی با حاله.❤️😘😘😘
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
چششم 🤍
۶ ماه پیشZ.k
0وای خیلی قشنگ ابراز احساست میکنن با حجب حیا من که خیلی دوس داشتم. همین فرمون برو جلو نویسنده جون که خیلی با حاله.❤️😘😘😘
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
حجب و حیا که فععککک نکنم ولی واقعا قشنگن 🫠🫠🫠🤍
۶ ماه پیشفن مسیح و حنا
0نگین جان غصه نخور پسته بخور تا وقتی مسیحو داریم غم نداریم 😚💪🏼
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
عالیه همینه اصلا
۶ ماه پیشفن مسیح و حنا
0اخجون بازم پارت بعد لاسولوسی داریم 🤣🤣 با تشکر از بند موسیقی و دست اندر کاران محترم 🔥🔥
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
با تشکر از شمااا 🤍🤍🤍
۶ ماه پیشفن مسیح و حنا
0از الان دارم برای عاشقانههاشون دق میکنم :>>>>> وقتی مرد عاشقتره خیلی زندگی قشنگتر میشه 🥹🥹🥹🥹🥹🥹
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
برای همه میخوام که کسی که عاشقشن بیشتر عاشق باشه
۶ ماه پیشفن مسیح و حنا
0حنا بوی خطرو حس کرد مکالمشون شد این حس نمیکرد چی میشد؟ 🤣🤣🤣🤣
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂 احتمالا کار به جاهای خیلی باریکی کشیده میشد
۶ ماه پیشفن مسیح و حنا
0شبت بخیر عزیزم... عر فقط عر
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
🫠🫠🫠 آخخخخخ
۶ ماه پیشترنم فن پولاد
0چقدر عاشقانه حرف زدن😂کاش به جای مسیح پولاد بود و به جای حنا من بودم که داشتیم با هم صحبت میکردیم😔
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
😂😔 نگران وقتیم که رمان تموم بشه... قراره از درد دوری پولاد چقدر ناراحت بشی؟؟
۶ ماه پیشترنم فن پولاد
0پونه یعنی فقط بد مسیح رو گفته با حنا کاری نداشته؟مسیح گناه داره ترنگ رو از دست داد فقط همین حنا مونده
۶ ماه پیش
نسترن جوانمرد | نویسنده رمان
پونه زرنگه، پیش حریر بد خواهرشو نمیگه که! یکاری کرده حریر حساستر بشه روی خواهرش
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

افسون
0عزیزم مطمئنی بلد نیستی خوب از پسش برآوردی که