ناتوان مترجم گروه ترجمه ماهین
پارت پنجم :
فصل پنجم
کای
پیراهن یقهداری که حالا بر تن دارم، زبر و آزاردهنده است و دلم ناگهان برای سالهای جوانیام، آن روزهایی که نیمهبرهنه گشتن برای کسی مهم نبود، پر میکشد. البته این موضوع هرگز مانع من نشده است.
بعد از پوشیدن یکی از معدود کفشهایی که هنوز به گِل آلودهبا احترام، به اطلاع شما میرسانیم که این رمان به پایان رسیده است و بنا به درخواست نویسنده، از دسترس خارج شده است و دیگر امکان مطالعه و عضویت در آن وجود ندارد
لطفا صبر کنید...
