پارت صد و سی و چهارم :

عماد در زد و همانطور که وارد حیاط می‌شد گفت :
_ یالله، یالله صاحب خونه؟ کسی هست؟
ماه چهره توی خانه تنها بود.
سرش را بالا گرفت و از پنجره عماد را دید. عالیه در خانه نبود و اجباراً او باید پاسخ عماد را می‌داد.
دستش را روی شکمش گذاشت‌. صورتش جمع شد و سپس به سمت در حرکت کرد.
عماد کیسه پارچه ای در دست داشت. داخل کیسه مقداری میوه بود که به سفارش عالیه خریداری کرده بود.
ماه چهره

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!