پارت شصت :


*
_فکر کنم کلاس ششم بودم، دقیق یادم نمیاد .اما اونجا بود که دوتا از همکلاسی هام‌و دیدم که داشتن همو می بوسیدن..
کمی مکث کردم وچشم هام و چرخوندم.
_تازه اونجا فهمیدم که آدما خارج از ازدواج هم میتونن همچین کارایی کنن.
آخه من هیچ تصوری نداشتم از این جور روابط.شوکه شده بودم.
تصورم این بود که فقط آدمایی که ازدواج کردن «مثلا پدر و مادرم ومی دیدم که بهم عشق می‌ورزن»میتونن همو بØ

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهرا

    0

    🤣🤣🤣🤣 آره الارا چن تا دیگه هم سفارش بدههههه🤣😍 ای ریون کلک کی وقت کردی موهاشو بو کنی و تازه بوشو تو یادت نگه داری

    ۹ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    ریون در این حرفه متخصص شده دیگه😂

    ۹ ماه پیش
  • زهرا

    0

    آره یادم رفته بود با زنای زیادی ارتباط داشته😔😅

    ۹ ماه پیش
  • زهرا

    0

    ولی از اینهمه اعتماد بنفس پایین الارا اعصابم خورد میشه

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️