عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت شانزده :
فقط خدا می دانست چقدر اعصابم از گندی که مازیار به زندگی ام زده بود،خرد است.دیدن استاد با آن قد بلند و کشیده در کت و شلوار مشکی و اتوکشیده و ته ریش جذاب و چشم و ابروی مشکی و پرش،به جای آنکه حسرت را در دلم زنده کند،بیشتر حالم را خراب می کرد.اینکه سر یک ماجرای بیخود و پیش پا افتاده،همه چیز درهم ریخته بود،ذهنم را پر از نشخوار فکری کرده و قلبم را شکسته بود.
آن روز وقتی استاد کیا با ماژیک بزرگ
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۶۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

مهشاد لسانی | نویسنده رمان
عزیزم آن سالها که تنت سلامت باشه.❤️❤️
۲ ماه پیشفاطی
2بعضی آدمها معیارهایی دارن..ولی کیاجون دیگه خیلی معیارهاش دست نخورده اس..یعنی یه دختر چطور میتونه با یه بار سوار ماشین شدن دل ببنده که استاد میگه تعهد دارم..آلا جون مازیار و گذاشت کنار برو کنار باد بیاد...خداکنه مازیار بره رد کارش و گرنه بااین اتفاق دوباره طرفش کشیده میشه
۲ ماه پیشAmir
0جالب وهیجانی
۳ ماه پیشآنیتا
1بمیرم براش 🥲🥲خیلی گناه داره
۴ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
خدا نکنه عزیزم
۴ ماه پیشتاجیک
1اره بی چاره
۴ ماه پیشانوشه
2عالیه همه چی
۴ ماه پیشکتابخون خوشحال
2اره اههههههههههه
۵ ماه پیشنیلوفر
1آره واقعا ....
۵ ماه پیشسارا
1کاملا موافقم با خرف شما
۵ ماه پیشاره
1چرا جلو نمیره
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
چو باید رمان رو بخرید گلم.پارتها قفله
۵ ماه پیشتقصیر
1خود آلاله هست
۵ ماه پیشمریم
1اگه مازیار محبت خودش رو نشون میداد وتکلیف این دختر رو مشخص می کرد بهتر بود
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
آخه مازیار با اون همه قالتاقی و اختلال روانی چه محبتی می اونه داشته باشه؟ این همه این دخترو تحقیر کرده...
۵ ماه پیشمریم
1اگه مازیار محبت خودش رو نشون میداد وتکلیف این دختر رو مشخص می کرد بهتر بود
۵ ماه پیشمتین
2عالی بود حق آلاله این نبود که به بازی بگیره
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
دقیقا
۵ ماه پیش.
1اره بنده خدا
۵ ماه پیش
مهشاد لسانی | نویسنده رمان
؛)))
۵ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Biti
0آلاله که فعلا دوتاش و تجربه کرده،منی که سه تاش فقط بابام و داداشام هستن چی بگم،ولی آلاله خانم ،اشک نریز من همه جوره تحقیر میشم ولی از خودم دفاع میکنم و جلو کسی اشک نمیریزم،افرین به قلمت نویسنده جونممم