عقد ممکن به قلم مهشاد لسانی
پارت پنجم :
فصل سوم
با دلخوری از کنار پنجره روی تخت آمدم و بعد از چند ثانیه صدای مادر که مرا به نام می خواند به گوشم رسید:آلا جان...بیدار شدی؟ با بی میلی از روی تخت بلند شدم و به طرف پذیرایی رفتم.پدر داشت آب پرتقال می خورد و روزنامه می خواند.به آشپزخانه نگ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

هستی
1بابا من جا تو بودم به کتفمم نبود مازیار همچین کسی که تقی به توقی می ره همون بهتر بره انقدر خودتو کوچیک نکن