جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت هفده :
«روز بعد_ساعت دوازده بعد از ظهر»
«کاخ وزارت جنگ»
- یعنی چی حق ندارم برم از کاخ وزارت جنگ دیدن کنم؟ چطور به خودت اجازه میدی اینو بگی؟!
- خانم محترم وزارت جنگه، بازار نیست که بری دیدنش.
- با پول مردم یه کاخ ساختید تازه باغ توت فرنگی هم جلوشه، حق ندارم برم از کاخی که با پول دزدی ساختید دیدن کنم؟ برو کنار مرتیکه کوتوله.
- کوری نمیبینی صد و نود صد دارم؟
- کو چرا من نمیبی
مطالعهی این پارت کمتر از ۲۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
جلبکِ امیر
4وایی یعنی حمیده تنها نویسنده ایه که توی یه پارت اشکتو از ناراحتی در میاره و توی یه پارت دیگه از شدت خنده اشکت درمیاد😂 عاشقتم زنن😂💖
۳ ماه پیشوناز
3وای این هانا خوب بلده طرفو تحقیر کنه یا به قولی تخریب شخصیتی.بدین به من لازم دارمش
۴ ماه پیشوناز
3پدری که واسه تولدت باغ توت فرنگی هدیه بده✨😭
۴ ماه پیشغزل
12اممم چرا با دیدن رنگ سبز یاد دیای نازنینم افتادم من؟):
۵ ماه پیشآلیس
11عاشق تخریبای هانام🤣
۶ ماه پیشSetayesh
4خب دیگه سبز اسهالیه همرنگ زندگی و شانس من 😅
۷ ماه پیشSetayesh
7ولی نمیدونم چرا زندگی من با رنگ پرچم شاران ست شده هعی ریختم تو این زندگی
۷ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
پرچم شاران که سبزه😭
۷ ماه پیشsara
12هانا:نمیدونم چرا این مردای نظامی تا به من میرسن میخوان منو دستگیر کنن،مگه من چیکار کردم؟😂😂😂😂 هیچی عزیزم ماهم نمیدونیم🤣🤣🤣
۸ ماه پیشMedusa
14واقعا توصیفات وحشتناک قویههه انگار سریاله اصلا نمیتونم تصور کنم فقط دارم کلمه میخونم🛐
۸ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
دورت بگردمممممم
۸ ماه پیشMedusa
4هیپوکامپ و خوندم چند دقیقه از استرس فلج شدم مرسی🎀
۸ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
🤣🤣🤣🤣🤣
۸ ماه پیشMedusa
8هانا اصلا رابطه خوبی با مقدس های شاران نداره...آب مقدس، مادر مقدس، پرچمشون...جاست شتر بیابونی💅🐫
۸ ماه پیشMedusa
6الی بفهمه پا کرده تو چشمه مقدس هانا رو میده سیل ببره
۸ ماه پیشMedusa
2گفتم بیام یه کم رمان بخونم یادم بره کنکور نحس تجربی دارم وسط رمان*هیپوکامپ*😭
۸ ماه پیشMedusa
5نحوه ی به دست آوردن دل هانا: هر چیزی که مربوط به شتره
۸ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
1وایی هانا خیلیی خوبهه😂🤣اما جدی اینجور که داره از باباش میگه معلومه خخیلیی بابای خوبیه پس چرا ازش متنفره اخه؟من فکر میکردم یه بابای خشک و جدی که فقط کارش براش مهمه و فقط به خاطر ابروش میخواد دخترش بیاد پیشش، داره اما اینجور که نیست اخه