جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت شانزده :
«سه هفته بعد_محله پلهای»
- سیصد و چهل و یک سال پیش، وقتی دولتمردان فاسد و ناشکر زمین جنگ هستهای رو راهاندازی کردن، صدها میلیون مردم بیگناه کشته شدن... یکی یکی جنازههاشون روی هم تلنبار شد. جنگلها، دریاها و اقیانوسها، حیوانات گیاهان همه چیز روی زمین آلوده به تششعات مرگبار شد، دیگه حتی دولت مردان وحشی هم در امان نبودن.
تا اینکه مادر مقدس از ثروتمندان اون دوره به Ù
مطالعهی این پارت کمتر از ۳۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
فننگار کماندو
0هیع آرین عزیزم وقتی گفت رفتن حس کردم رفتن بمیرن و دیگه هیچ وقت نمیبینمشون هیع حمیده هیع
۲ ماه پیشجنگل
0حمیده فن پسرم داشتی؟ به این میگن پسرر
۲ ماه پیشنعنایی
0کراش بستی روش؟🤣
۲ ماه پیشجنگل
0نه بابا مبارک صاحابش میگم به این میگن پسر نه اونایی که تو خیابون پلاسن در آینده از هرچی رفیق مادر و پدر برا زنتم بهتری
۲ ماه پیشآراد
0پس خوشبحال زنم
۲ ماه پیشجنگل
0من هولمم😐😐
۲ ماه پیشآراد
0جسارتِ هانا یه چیز دیگه ست؛ اصلا یه جذابیتی داره که بقیه ندارن. اون ترکیب چشمای بادومی با موهای چتریش واقعا بی نظیره… به عنوان یه پسر، هانا برام خیلی جذابه، کراش فقط هانا..
۲ ماه پیشمائده
0پشماام واقعا پسری؟؟ فک نمیکردم پسرا هم رمان بخونن
۲ ماه پیشنفس
1چه هولی هستی تو🤣🤣
۲ ماه پیشجنگل
0ایشالا ایشالا پروردگارا نمیخوای یکی از این کراشارو واقعی کنی برامون دلمون شاد بشه یا تکنیکا یا جغد انبار
۲ ماه پیشجنگل
0تو فقط مونده رو شیث کراش بزنی جانم 😂
۲ ماه پیشنعنایی
2اونم ایشالا در آینده😉
۲ ماه پیشجنگل
0البته شیث شوگر کراش خودمه
۲ ماه پیشوناز
1آرین میدونستی توت فرنگی میوه آیه که خیلی دوسش دارم نمیشه از اون شیریناش قبل رفتن برام بیاری؟
۴ ماه پیشجنگل
4هم غمگین بود هم خنده دار امید وارم آینده آنقدر غمگین نباشه
۲ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
نگران نباش زیاد غمگین نیست🙏
۲ ماه پیشنعنایی
2رو ارین کراش بستم🥲
۲ ماه پیشوناز
2عر بنظرم پارت غمگینی بود ی دور واسه همه غصه خوردم و دلم سوخت
۴ ماه پیشوناز
0میبینم آرین جزو کراشام شده خیلی بچه مظلومیه عشقش پاکه و این وسط نادیده گرفته میشه با گفتن زن قشنگم دلم کباب میشه💔😔
۴ ماه پیشفن شتر بیابونی
3ارین پسر تخسم که هیچ *** جدیش نمیگیره ارینی که همه کار برای هانا میکنه و حتی علاقش دیده نمیشه حمیده چرا این کارو با قلب ما میکنییییی
۵ ماه پیشفن شتر بیابونی
0ارین از مرگ نترسید از جنگ و تنهایی و پاشیدن کشور نترسید اما چی میشه اگه هیچ وقت زنش نشه چیزی توی این سوال بود که چشم های شرور ارین رو غمگین میکرد
۵ ماه پیشMedusa
47_اگه بمیرم و تو هیچ وقت زنم نشی چی؟_ چطوری میشهه یهو وسط یه رمان طنز اشکت دربیاد😭
۸ ماه پیشاکرم بانو
9نگو توهم عاشق ارینی🥺🥺🥺
۸ ماه پیشMedusa
8خیلی دوسش دارمم از بس کیوته بچهه😭
۸ ماه پیشفنِ آرین کایا ایلیا
4سر رمانی گریم نمیگیره چه برسه به یه رمان طنز اما این پارت... حرفای کودکانه و عاشقانه آرین🙃🥺
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

zed
2با اینکه هیچ شخصیتی گاد سیکلت معروف و گنگ و خفن نمیشه، ولی هول بازیای ارین برا هانا رو که خوندو یاد هول بازیای آیوار افتاادم