جغد انبار به قلم حمیده خوشبخت
پارت هجده :
- داری دنبال چی میگردی؟
به صندلی گرم و نرمم تکیه دادم و توجهی به بابا نکردم. با لذت انگشتهای پاهام رو توی آب چشمه مقدس بالا و پایین میکردم و شونههام از ذوق جمع میشد وقتی به این فکر میکردم پاهای من الان با آب چشمه مقدس آغشته و مقدستر شده... از همون اولش هم میدونستم پاهام خیلی خاصه!
با هر ضربهای که به آب میزدم، قطراتش عین تیر و بمب سمت صورت بابا پرتاب میشد در جوØ
مطالعهی این پارت حدودا ۳۶ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۷۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
zed
1متاسفانه یا خوشبختانه تا الان حس خوبی از زاویر نمیگیرم
۲ ماه پیشوناز
2بنظرم بهتر شد حالا با خیال راحت برو پیش ایلیا اون گولت زد.البته قبلش تلافی یادت نره
۴ ماه پیشوناز
3پشمام درسته متنفرم از زاویه ولی منم ی حس عجیب و غریبی داشتم زادیر خیلی تو نظرم منفور شد
۴ ماه پیشوناز
1اصلا ناراحت نباش زاویر اونم ی مرد شارانی لیاقت رو نداشت بره به جهنم
۴ ماه پیشنگین
0چییی؟؟نامزدی با کیی؟؟
۵ ماه پیشفن شتر بیابونی
0من هنوزم منتظرم با برگه امتحان فیزیک ثابت کنم بهم نجاوز کردی حمیدهههههه منو گردن بگیر
۵ ماه پیشZeynab
1داستان رمان واقعا جذابه و ایده تکراری ای نیست ولی شخصیت اصلی رمان هانا برام جذاب نیست و بیشتر داره روی مخم میره من اصلا تا الان نتونستم باهاش ارتباط بگیرم. و یه چیز دیگ توی رمان اعصاب خورد کنه که یه صحنه خیلی زیادی کش پیدا میکنه و به نظرم باید توصیف مکان ها و صحنه ها بهتر بشه. فقط نظرم رو گفتم.
۵ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
امیدوارم در پارت های بعد نقصش رفع بشه برات🙏🍓
۵ ماه پیشالناز
0منم از هانا زیاد خوشم نمیاد به دو دلیل رفتارش(البته دلیل اصلیم نیست) اینکه ایلیا قراره عاشقش بشه!!! من روی جنسن اکلس کراشممممم و نمیخوام حتی تو تخیل با یکی دیگه باشهههههه هانا انگار رقیبمه🤣🤣🤣🤣🤣
۵ ماه پیشآزی نازی
0۵ پارت اولش واقعا خسته کننده بود اما هرچی میرم جلوتر داستان به صورت زیرکانه ای عمیق تر میشه 👏👏
۵ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
خوشحالمممم😍
۵ ماه پیشMedusa
0هانا نمیخواد کله ی تیفانی رو بکنه تو چشمه آب مقدس؟
۸ ماه پیشمتین
0ارزونی کاپیتان که بوی اهن میده😉
۵ ماه پیشمتین
0حمیده ببخشیدا سیلی نشون جونش گوارای وجودش😎😏 نمی دونم چرا از ایلیا بدم نمیاد
۵ ماه پیشBlair
0اصلا نمیتونم قیافه جنسن اکلس و جوری تصور کنم که انگار ایرانی روسیه ....
۶ ماه پیش
حمیده خوشبخت | نویسنده رمان
ببین قیافش روسیه یکم چون بلونده، ولی حالا ایرانی بودنش که نباید به ظاهرش باشه😔🤣
۶ ماه پیشRez
10هانا عزیزم اصلا اشکال نداره یه مرد شارانی که ارزشش رو نداره واقعا تا هست مرد مثلا همین ایلیا اصلا به خودت فشار نیار همه اون شیر شتر و کرم حلزون حروم میشه ارزشش رو نداره
۸ ماه پیشفن کایا آرین ایلیا
5به خداااا تازه می تونه براش شتر بیلیونیم بدزده
۶ ماه پیشهیتر هانا
7چه گول زدنی بابا؟ صرفا یه نصف روز باهات بوده اونم جوری نبوده که فکر کنی خبریه، چه فازا خدا بخیر کنه .
۸ ماه پیشفنِ کایا آرین ایلیا
0والا،همش چسی چسی چسی چسی من با نظرات هیترهای هانا کاملاً موافقم
۶ ماه پیشپروانه
7هانا باید چشمای اون زاویر انتر و اون تیفانی زشتو از کاسه دربیاره
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهرا
1اَه اَه اَه متاسفم برات زاویر جاانن. هانا قربونت برم فدا سرت اصلا به درک بره بمیره مردک نباید گول قیافه و حرفاش را میخوردی ولی حالا اشکال نداره عزیزم ایلیا را بچسب دختر 😒