پارت پانزده :

حالا ایلیا بود که با چشم‌های ریز شده نگاهم می‌کرد.
چه حسی داره ایلیای پفیوز وقتی یه نفر مثل خودت رفتار می‌کنه؟
با تشکر از مادر مقدس که آیدا به مامانش نگفت سایرن واقعا دوست پسرم بوده. کجای سایرن شبیه مردهای نظامی بود؟ فقط واسه اینکه بچه‌های کلوپ پله‌ای رو بچزونم رفتم باهاش... .
برای لحظه‌ای یاد امروز افتادم؛ یاد جنازش و چاقویی که توی مغزش فرو رفته بود. مو به تنم راست شد و به شک

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۷۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت پرچم نلین در رمان جغد انبار پرچم نلین
تصویر شخصیت نقشه جزیره در رمان جغد انبار نقشه جزیره
تصویر شخصیت پرچم جامین در رمان جغد انبار پرچم جامین
تصویر شخصیت پرچم شاران در رمان جغد انبار پرچم شاران
آخرین نظرات ارسال شده
  • zed

    1

    حس خوب میگیرمم از آرینن خوداا، باز این راشای با ابهتو گوگولی میبینه

    ۲ ماه پیش
  • میو

    2

    عجب رمانی دمت جیز🌹 رو دوتا شخصیت کراش زدم ایلیا ، زاویر🤭

    ۳ ماه پیش
  • گاویار

    5

    حمیده استاد کرک ریزونی.

    ۳ ماه پیش
  • وناز

    6

    دارم از ذوق اکلیلی میشم میبینم رمانی پیدا کردم که موضوعش متفاوت و خاص و خفنه،چرا انقد قلمت به دل میشینه اخه😭🛐

    ۴ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    عزیزمیییی

    ۴ ماه پیش
  • وناز

    2

    این زاویه بدجور مشکوکه ها یعنی چی تو ی روز عاشق شی؟نمیدونم چرا ی لخظه این به ذهنم رسید که میخواسته از طریق هانا به ایلیا برسه

    ۴ ماه پیش
  • وناز

    2

    ولی جدی درستع رو آرین کراش ندارم ولی دلم براش میسوزه هانا مال هر کسیم بشه یا زاویه یا ایلیا یا هرکس دیگه متاسفانه نمیتونه برا آرین بشه💔

    ۴ ماه پیش
  • فن شتر بیابونی

    2

    حمیده منو یادش رفته ولی من اینقدر فن تکنیکا بودم که سختم بود اینو شروع کنم چون میترسیدم یادم بره همه چیزو ولی حمیده عزیزم من هم مثل دوربین تارا همه چیز رو ثبت میکنم میدونم باز فراموش میشم ولی اونقدر خوبی که لعنت من اونقدر فنتم که میخوام بهت تهمت تج. از بزنم بلکه گردنم بگیری

    ۵ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    بخدا لازم نیست

    ۵ ماه پیش
  • Medusa

    18

    آرین خیلی خوبهه همین که یه پسری توت فرنگی بیاره واسم کراش گرین فلگ جذاب حساب میشه🍓✨

    ۸ ماه پیش
  • فنِ آرین کایا ایلیا

    6

    مشکل اینجاست که من الان رو آرین کراشم رو سامو کراشم رو زاویر یه کوچولو کراشم رو ایلیااااااااااام کراشممممم بعد عکس شخصیتی که برای ایلیا گذاشته بودنو دیدم و من از قبل رو این یارو کراش بودم چون یکی از فیلم هایی که بازی کرده بودو دیدم و کراشم الان هزار برابر شدههههه

    ۶ ماه پیش
  • موی زائد طلایی ایلیا

    7

    من از همون اول از ایلیا خوشم اووومد جنسن اکلسم دیدم حمیده گفته ایلیاعه انقد ذوق کردم منم روش کراش بودم الان صد برابر شده

    ۶ ماه پیش
  • هستی

    0

    عکس شخصیت هارو از کجا دیدین؟

    ۷ ماه پیش
  • فن دراکو

    0

    تو چنل رو*بیکای رمان هست

    ۷ ماه پیش
  • فن حمیده

    5

    چشمان آبی داستان ما هرگز فکر نمی کرد که قرار است روزی توسط سیاهی مطلق احاطه شود (زاویر)طرفی برادرانش و طرفی آبرو و عزتش آیا این آخر خط است؟ یا شروعی جدید برای پایانی غم آلود. آن پسرک قرار نیست ببازد ولی گویی اینگونه است. آه مثل اینکه رابین هود داستان ما در دنیای سردرگمی قرار گرفته است.

    ۷ ماه پیش
  • هیتر هانا

    4

    ایلیا تا ابد🙉

    ۸ ماه پیش
  • دنیا

    1

    وای عکس زاویه اصلا بهش نمیاد اصلا از اون پسره خوشم نمیاد (تو فیلم ترکی ها) ولی عاشق عکش شخصیت راشا شدم پشمااااااام خیلی کرااااااش وااااای چشاش من بَموردم

    ۸ ماه پیش
  • Fa...

    1

    زاویر..🛐🛐🛐

    ۸ ماه پیش
  • فن ایلیا

    2

    هرچی جلو تر میرسم جذاب تر میشه

    ۸ ماه پیش
  • Medusa

    11

    *پادشاه اتمی...چشماش مثل دریای پر از تششعات هسته ای بود، مریضت میکرد، از کار مینداختت، لعنت به رنگ چشماش:)* عاشق این تیکه شدممم قلم اسطوره ایت و توصیفات🛐

    ۸ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    قربونت برمممممم

    ۸ ماه پیش
  • (فن تکنیکا)ساحل

    2

    وای پشمام بگو تو همون موسایی که توی نظرات تکنیکا گل میکاشتی و به شدت جزئیات بین بودی بگوووو خودتی ؟ وای نمیدونی اگ خودت چقد خوشحالم پیامتو دیدم چون خیلی از اول دنبال بودم پیدات کنم

    ۸ ماه پیش
  • (فن تکنیکا)ساحل

    1

    موسایی اشتباه تایپ شده مدوسا هست

    ۸ ماه پیش
  • Medusa

    5

    آره خودمم ولی پشمام ریخته فکر نمیکردم معروف باشم🤣🤣🤣

    ۸ ماه پیش
  • حمیده خوشبخت | نویسنده رمان

    همه جا هستت🤣🤣

    ۸ ماه پیش
  • (فن تکنیکا)ساحل

    1

    🤣🤣🤣خوبهههع

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️