بوسه های تب دار به قلم محبوبه لطیفی
پارت هفتاد و یک :
دندان قریچه رفتن هم فایده ندارد. از هر چه مربوط به این فرد می شود، بیزارم. ننه را بالاخره به داروهایش می رسانم و پس از اینکه حالش بهتر می شود، نفس راحتی می کشم. کمی مشغول مرتب کردن اتاق می شوم تا آرام گیرم. آرام که نمی گیرم بماند، هر لحظه در حال انفجار هم هستم. به دیوار تکیه می دهم. سرم را پایین می اندازم و خودم را در آغوش می کشم. از انتظار این چند روز خسته شدم. از اینکه بعد این همه انتظار به من
مطالعهی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم
۶ ماه پیشزهراموسوی بوسه ها
0اخرین پارت مال دو روز پیش مگه هرروز پارت گذاری ندارید؟؟؟
۶ ماه پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
حواسم هست دو پارت طلب کارین. یکم کسالت داشتم بانو . جبران می کنم
۶ ماه پیشزهراموسوی بوسه های
0لطفا رمان به این قشنگی ما رو زیاد منتظر نذارید؟😭
۶ ماه پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
پارت جدید رو فرستادم. یکم مشکل تایپ با گوشی دارم عزیزم.
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهراموسوی بوسه
0اگه کمک میخاین من هستم