پارت هفتاد و یک :

دندان قریچه رفتن هم فایده ندارد. از هر چه مربوط به این فرد می شود، بیزارم. ننه را بالاخره به داروهایش می رسانم و پس از اینکه حالش بهتر می شود، نفس راحتی می کشم. کمی مشغول مرتب کردن اتاق می شوم تا آرام گیرم. آرام که نمی گیرم بماند، هر لحظه در حال انفجار هم هستم. به دیوار تکیه می دهم. سرم را پایین می اندازم و خودم را در آغوش می کشم. از انتظار این چند روز خسته شدم. از اینکه بعد این همه انتظار به من

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهراموسوی بوسه

    0

    اگه کمک میخاین من هستم

    ۹ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۹ ماه پیش
  • زهراموسوی بوسه ها

    0

    اخرین پارت مال دو روز پیش مگه هرروز پارت گذاری ندارید؟؟؟

    ۹ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    حواسم هست دو پارت طلب کارین. یکم کسالت داشتم بانو . جبران می کنم

    ۹ ماه پیش
  • زهراموسوی بوسه های

    0

    لطفا رمان به این قشنگی ما رو زیاد منتظر نذارید؟😭

    ۹ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    پارت جدید رو فرستادم. یکم مشکل تایپ با گوشی دارم عزیزم.

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️