پارت هفتاد و یک :

دندان قریچه رفتن هم فایده ندارد. از هر چه مربوط به این فرد می شود، بیزارم. ننه را بالاخره به داروهایش می رسانم و پس از اینکه حالش بهتر می شود، نفس راحتی می کشم. کمی مشغول مرتب کردن اتاق می شوم تا آرام گیرم. آرام که نمی گیرم بماند، هر لحظه در حال انفجار هم هستم. به دیوار تکیه می دهم. سرم را پایین می اندازم و خودم را در آغوش می کشم. از انتظار این چند روز خسته شدم. از اینکه بعد این همه انتظار به من

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • زهراموسوی بوسه

    0

    اگه کمک میخاین من هستم

    ۶ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    ممنونم عزیزم

    ۶ ماه پیش
  • زهراموسوی بوسه ها

    0

    اخرین پارت مال دو روز پیش مگه هرروز پارت گذاری ندارید؟؟؟

    ۶ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    حواسم هست دو پارت طلب کارین. یکم کسالت داشتم بانو . جبران می کنم

    ۶ ماه پیش
  • زهراموسوی بوسه های

    0

    لطفا رمان به این قشنگی ما رو زیاد منتظر نذارید؟😭

    ۶ ماه پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    پارت جدید رو فرستادم. یکم مشکل تایپ با گوشی دارم عزیزم.

    ۶ ماه پیش
کپی شد!