بوسه های تب دار به قلم محبوبه لطیفی
پارت هفتاد و دوم :
گوشی همراهم را بر می دارم و هنوز سلام نگفته، فردی که آن طرف خط است شروع به شلیک می کند.
- کارت دادم. ادا نداریم،نمیام و دیره هم نداریم. آماده باش. تک زنگ زدم بیا بیرون.
قبل از اینکه حرفی بزنم و جوابی بدهم، گوشی قطع می شود.
- کی بود عزیزم؟
جواب ننه را چه بدهم که دروغ نشود. نگاهی به گوشی می اندازم و نگاهی به ساعت قدیمی روی دیوار.
- اشتباه گرفته بود. برم جاتون رو
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۹ روز پیش تقدیم شما شده است.

محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
نت قطع میشه این رو هم لحاظ کنین
۶ ماه پیشزهراموسوی
0با این پارتگذاری من دق میکنم😭😭
۶ ماه پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
خدانکنه عزیزم. من بارها گفتم که امار پارت را دارم. اگر به هر دلیلی نشه پارت فرستاده بشه براتون جبران خواهم کرد.
۶ ماه پیشلیلی
0چرا پارت جدید نیومده
۶ ماه پیشزهراموسوی
0چقدر رمان قشنگیه🥹ای کاش همه رمان آماده بود
۶ ماه پیش
محبوبه لطیفی | نویسنده رمان
به مهرخوندین عزیزم.
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زهراموسوی
0این پارت امروز هم نفرستادن و دوروز فاصله افتاد😭😭😭