طاووس سیاه به قلم ساناز لرکی
پارت هجده :
حالتش شبیه یک شکارچی درنده بود که دارد با شکارش بازی میکند و غرق لذت است. رمز طاها چه میتوانست باشد.وقتی دوباره کارت کشید یخ کردم. داشتم بالا میآوردم. سرم گیج میرفت. محتویات بدطعم استفراغی که توی گلویم آمده بود را فرودادم و سعی کردم درست فکر کنم. رمز...رمز...رمز...لعنتی چه میتوانست باشد. خدایا کمکم کن. رمز...چهار رقم ... گفتم:
_ شاید ۲۰۲۲باشه...یانه ۱۴۰۱...وای...وای
کاوه سرش را یکور
مطالعهی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
هلیا
0این کاوه چقدر روانیه🤣
۷ ماه پیشحدیث
0آفرین صحرا جون شاید اون دستگاه پوز که به سرش خورده باعث بشه یکم عاقل بشه که فعککک نکنم🤣🔥
۹ ماه پیشفاطمه زهرا
1پس صحرامون هم ژن بقیه دختراتو داره😔💕🎀
۹ ماه پیشفاطمه زهرا
0چقدر مودیه این کاوه،اصلا نرمال نیست🤡
۹ ماه پیشفاطمه زهرا
0این کاوه از کجا پیداش شد اخه😭😭
۹ ماه پیشفاطمه زهرا
0میدونستم رمز سال تولد صحراست🥲چقدر غم انگیز:))
۹ ماه پیشFerferishoonam
0حقشه حیف اسم کاوه که روی تو هست
۹ ماه پیشنپتی
0خیلی دوسدارم نوشته ها و ایده هاتو و اینکه یه چیزیم بگم اون اختلالی که مد نظره و هویداست اختلال دو قطبیه نه دو شخصیتی یه چیزه متفاوت تریه
۹ ماه پیشپرنیا
0خوشم میاد دخترایی که خلق میکنی هیچ کدوم زیر بار حرف زور نمیرن 😍😍
۹ ماه پیشپرنیا
0آخییییش کیف کردم دستگاه پوز زد تو سرش
۹ ماه پیشسیتا
0تف بهت کاوه ت از کدوم گوری برخاستی 😑
۹ ماه پیشزهرا
0کاش دستگاه پوز بخوره تو گیجگاهش جان به جان آفرین تسلیم کنه .
۹ ماه پیشمهلا
0خیلی قشنگ بود. صحرا مظلومه این همه غم رو چطور می تونه هضم کنه
۹ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
مرسی که کامنت میذارید ذوق خوندن کامنتاتون باعث میشه تندتر بنویسم و به وجد بیام
۹ ماه پیشمهلا
0در این مسیر موفق باشید امیدوام بدرخشید ما کنارتون هستیم
۹ ماه پیشاکرم بانو
0عسل رو که خودش نکشته ،امیدوارم این یارو رو بکشه
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

PARNIA
0مطمئن بودم صحرا هم شجاعت بقیه دخترای ساناز و داره