پارت بیست و یک :

اَمیر شایگان، عموی من و پدره آیدا...
پدری که توی همینطور شبی دخترش را برای حفظ ابرو کتک زده بود.
نوای شکستن یکباره درب حیاط هم به خود نمی‌آوردتم.
ورود سیاوش به ترسم می‌افزاید.
چشمانش خونی و صورتش کبود بود، اشکانش...اشکانش...اشکانش.
او داشت اشک می‌ریخت، او با همان قد و قامت بلند که روزی لبخند از صورتش نمی‌رفت و قربان صدقه‌هایش برای آیدا همچنان در گوشم بود با صدای بلند می‌

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۸۰ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • آتوسا

    1

    صدف... حقیقتش ماتم برده با این پارت و نمی دونم چی بگم. فقط میتونم بگم ای کاش خدا نسل همچین آدمایی رو از روی زمین با اون عقاید کثیفشون محو کنه... و چقدر خوبه که نویسنده هایی مثل تو وجود دارن که این دردا رو به تصویر بکشن... برای الهه و آیداها... جمله ای که یادآور خیلی چیزهاست

    ۳ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    قربونت بشم عزیزم❤️‍🩹❤️‍🩹

    ۳ ماه پیش
  • هلنا

    1

    لعنت! لعنت به همچین پدرایی من از بچگی فیلما و سریالای زیادی دیدم اما سر هیچ کدومشون هیچ احساس خاصی نداشتم، بعدشم اومدم سراغ رمان، اندازه ی موهای سرم رمان خوندم ولی با این پارت، تو چشمام اشک جمع شد

    ۳ ماه پیش
  • Nina

    3

    وای دلم پرپر شد با این پارت های اخیر...صدف جان چقدر این تضاد برام جذابه که توی نقره فام اون فضای پر زرق و برق رو اونقدر زیبا به تصویر کشیدی و توی ضربه ی آخر تک تک نوشته هات از دل همین جامعه اومده؛ از دل دخترای مظلوم ایرانم:)..فوق العاده هستی و پتانسیل بالایی داری!💞

    ۴ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    قربونت بشم من اخه🥲😍💖💖

    ۴ ماه پیش
  • مریم

    0

    چه کردن با دل سیاوش 💔💔 خیلی دردناک بود

    ۶ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    سیاوش یکی از بچه‌های مظلوممه🥲🦢

    ۶ ماه پیش
  • نعنا

    1

    خدا وقت آفریدن من و تو حتما یک چیزی رو ازدست داده بود که اینقدرشبیه درد شدیم 🥲

    ۶ ماه پیش
  • ندا

    3

    عالی بود کلی اشک ریختم برای ظلم برای ما زنها که همیشه مظلوم تاریخ هستیم برای آیداها که مظلوم کشته شدن قلبم *** شدددد

    ۶ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    4

    خیلی دردناک بود 😢😢😢 یعنی این قصه بر اساس واقعیته؟

    ۶ ماه پیش
  • اسرا

    0

    من توسن نوجونی مسافرت دوستانه رفتم یه روزیا۲روزمسافرت یه ماه بیشترهم رفتم اونهم دوستانه ببخشیداین میگم دوستانتان قابل قبول باشن وخانواده تون باشرایط جامعه واقف هستن اجازه میدهندآزادی داشته باشی لطفا همه یه جورنیستن درسته🤔🙏

    ۶ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    ای جانم..💖 بله، کمی رمان جلوتر بره با یه نوع دیگه خانواده‌ام روبه‌رو میشیم؛ قصد نشون دادنه هردوشونه...هم خوب و هم بد:)

    ۶ ماه پیش
  • ـ آیدا -پریزاد

    2

    و وای به این پدران دهن بین که اینجوری زندگی بچه هامون رو به گند میکشن و الهی برای آیدا بمیرم که حتی زمان مرگش هم پاک از این دنیا نرفتم و بهش *** کردن

    ۶ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    اسمت رو🥺🫂

    ۶ ماه پیش
  • F.m

    0

    از شما هم ممنونم صدف خانم که درد های جامعه تو نوشته هات جا میدی تا یادی هم بشه از درد هایی که ما دخترا تو این جامعه کشیدیم و می کشیدم:)💔

    ۶ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    عزیزی... امیدوارم تونسته باشم بخشی ازشو نشون بدم:)🕊

    ۶ ماه پیش
  • F.m

    4

    نمی خواستم اینو بگم ولی انگار تو گلوم گیر کرده بود دلم خواست بگم من هیچوقت نوجوانی حس نکردم من الان تو هجده سال زندگیم نه میتونم با دوستام برم بیرون نه از خونه برم بیرون از نوجوانی فقط حسرت تو دلم مونده فقط بخاطر اینکه اعتماد ندارن و تمام درد های ما دخترا از همین بی اعتمادی هست💔

    ۶ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    دورت بگردم:)🖤

    ۶ ماه پیش
  • F.m

    3

    نمیدونم چی بگم فقط اشک بغض درد به گلوم هجوم آوردن نمیدونم چی بگم فقط میدونم که تو این ساعت اشک هام دونه دونه دارن می ریزند برای دخترانی مثل آیدا برای رویاهایی که داشتند و سرنوشتی که به درد نوشته شد💔

    ۶ ماه پیش
  • هناسه

    0

    دخترهای مثل آیدا زیاد هستن توجامعه که پدرمادرشون بهشون بی اعتماد هستن و بعضی ها روبه زورشوهر میدن.خواهر من بدنش روکبودکردن ویک هفته بعدبه پیرمرد شوهر دادن.درصورتی که اون پاک بود و خانواده ام اشتباه میکردن. فقط میتونم بگم عالی نوشتید سپاس

    ۶ ماه پیش
  • صدف رخشانی | نویسنده رمان

    عزیزم🖤🫂🥺

    ۶ ماه پیش
کپی شد!