نفس هایم به قلم الهه محمدی
پارت هفتاد :
اول هم از آب و هوای آلودهی تهران شروع کرد تا غُر زدنش سرمنشاء داشته باشد:
-کاش جای این سرمای استخوونسوز، برفش به ما میرسید.
پشت میز کارش نشست و ادامه داد:
-برفش مال شهرستانه، سرماش مال ما. دودم مخلوطش میشه و میچسبه به ریهی ما.
امیرحسین گفت:
-ماسک بزن خانم حساسی.
این جمله را که گفت، انگار بلا گفت. ابروهای نیلوفر به حالت هفت و هشت درآمد و به امیرحسین نگاه کرد. نوع
لطفا صبر کنید...

م
1داری خل می شی زیر بار افکار مختلف،برو مشکل نفس دو حل کن خودت بیشتر به آرامش و تمرکز می رسی،البته امیدوارم 🙏🏻🖤