پارت دویست و هشتاد و چهارم :

صبر درمان که نتیجه‌اش شد آماده شدن فضای خانه برای او به پایان رسید که وارد خانه شد و با نوک پوتین در را در حرکتی آرام چنان بست که صوت قیژمانندش برخاست. انتهای این صدا، بسته شدن در بود که در سکوتی که خانم رحمتی و دخترش مجبور به کش دادنش شده بودند به واسطه‌ی تهدید مرد، پیچید و ادامه‌ی شکست این سکوت را درمان با قدم‌های خونسرد و آهسته‌ی خود در حیاط بر عهده گرفت. نه نگاهی به اطراف انداخت نه ا

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    چقدر گناه دارن کسایی مثل خانواده ی خانم رحمتی..یعنی نقشه ی درمان عوضی چی میتونه باشه.

    ۴ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    1

    درمان این وحشیا رو از کجا پیدا می کنه یکی از یکی نمونه تر 😁 ممنون مهدیه جان 💜💜💜

    ۵ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    باید وحشی باشه که به کارش بیاد😁

    ۴ ماه پیش
  • فیونا

    0

    یهو چه ترسناک شد درمان🫣 تا قبل از این بیشتر مرموز و خطرناک بود:) قراره چی کار کنه که ورهرام ها باید یه کم عمیق تر بخوابن و یه ساعت دیرتر بیدار شن؟

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    بزودی میفهمیم!

    ۶ ماه پیش
کپی شد!