پارت دویست و هشتاد و سوم :

دو مقصد، دو نفر از اهالی ناجوری.

درمان رو به مقصدی که آدرسش را مرد معتاد بدست آورده بود یعنی خانه‌ی خانم رحمتی و سوی دیگر هومن سمت خانه‌ی ویلایی شیرین که هم با یک‌بار رفتن بلدش شده هم شیرین آدرسش را در پیام برایش فرستاده بود. خود پیشنهاد دورهمی داده؛ اما حتی لباس‌هایش را عوض نکرده بود. همان پوتین مشکی خاک‌خورده، شلوار و پیراهن دکمه‌دار و مشکی که آستین‌هایش را چروک تا آرنج بال

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    1

    وای هومن خیلی خوبه😂😭بیچاره خانم رحمتی..تنها گناهش خدمتکارِ ورهرام بودنه...این درمانم چقدر عوضیه...

    ۴ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    درمان واسه هیچکس ترحم نداره..

    ۴ ماه پیش
  • فیونا

    1

    عجب ورودی هم داشت این مهمون غریبه🤌🏻✨ وحشی و ورپریده؟😂😂 دیالوگ های هومن همیشه عالین😂:)) این درمان داره چی کار می کنه؟🫣

    ۶ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    آخ هومن🫣😂 کارای عجیب!

    ۶ ماه پیش
کپی شد!