ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دویست و هشتاد و سوم :
دو مقصد، دو نفر از اهالی ناجوری.
درمان رو به مقصدی که آدرسش را مرد معتاد بدست آورده بود یعنی خانهی خانم رحمتی و سوی دیگر هومن سمت خانهی ویلایی شیرین که هم با یکبار رفتن بلدش شده هم شیرین آدرسش را در پیام برایش فرستاده بود. خود پیشنهاد دورهمی داده؛ اما حتی لباسهایش را عوض نکرده بود. همان پوتین مشکی خاکخورده، شلوار و پیراهن دکمهدار و مشکی که آستینهایش را چروک تا آرنج بال
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
1وای هومن خیلی خوبه😂😭بیچاره خانم رحمتی..تنها گناهش خدمتکارِ ورهرام بودنه...این درمانم چقدر عوضیه...