دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت پنجاه و چهارم :
گل ها رو روی میز گذاشتم .رئیس در حالی که یک کت و شلوار آجری به تن داشت، با پیراهن سفید و کراوات کرمی رنگ وارد اتاق شد.
پشت سرش سارا ودیوید هم وارد شدند.
برای اینکه مبادی آداب باشم ،به استقبالش رفتم تا بهش خوشآمد بگم.
_حالت چطوره؟
اون پیش دستی کرد ودستش رو به سمت من دراز کرد.
دستش رو محکم فُشردم وگفتم:
_خوبم وشما؟
دستم رو به گرمی فشُرد.در همون حین لوکا هم به جمع ما ملحق
لطفا صبر کنید...

زهرا
0عالیه، خسته نباشی😍👏