پارت دویست و هفتاد و پنجم :

روح مهدیار حبس رویای رامی و جسمش کنار خیابان شلوغ زیر آسمان شب درحال دویدن سمت مقصدی که رامدخت آنجا در آغوش مرگ به خواب می‌رفت، موبایل را با دست لرزان به گوشش رساند و حینی‌که هیچ ماشینی برایش صبر نمی‌کرد، بی‌هوا گذشته از مقابل ماشینی که راننده‌اش به سرعت ترمز کرد و بوق کش‌دار زد، میان خیابان چرخی دور خود زد و راهش را که یافت، حین دویدن با فریاد خود مخاطب را با دستوری پی انجام کاری فرØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    1

    چقدر پارت غمگین و قشنگی بود...پس پوریا هم پلیسه و اسمش داووده...سرهنگ هم زن و بچه ش مردن🥲عمق نگرانی و عصبانیت مهدیار رو تونستم درک کنم..

    ۷ ماه پیش
  • تیسراتیل

    1

    ولی راستش منم عاشق دامیارم درست عین رامی! یجوریه ک انگار اصلن یه نفر نیستن

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    شخصیت خودش آره از دامیار یکم متفاوت‌تره

    ۸ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    واای دقییققااا خیلی حقق بوددد

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه ❤️

    3

    آخی بچم 🥲 مهدیار چقدر روحش شکننده ست 💔💜💜💜

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    روح یه پسربچه‌ی رنجور رو داره..

    ۸ ماه پیش
  • تیسراتیل

    1

    ینی می رسه روزی که ایرج و بانو واقعی و از ته دل برای رامی نگران بشن و بابت رفتارهاشون پشیمون بشن

    ۸ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    بانو دلِ نرمی داره مخفی میکنه؛ ولی ایرج؟ بعیده!

    ۸ ماه پیش
  • فیونا

    2

    عزیزممم، مهدیااار! چقدر مظلوم شده این بچه🥺❤️ 🩹 کسی که به بهونه ی رسوندن قرص ها پیش رامی رفت پوریاست ولی مهدیار بود که رامی رو نجات داد

    ۹ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    اصلش همینه... مهدیار جون رامی رو نجات داد❤️‍🩹

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️