پارت شصت و چهارم :



تمام تمام آن حس نداشته موجود برای رفتن به مهمانی از تنم می‌رود. اگر بخواهم با سهیلا روراست باشم که کلاهم پس معرکه است زیرا او آدمی است که از آب گل آلود ماهی خواهد گرفت. اگر بخواهم جواب نه به او بدهم باید هم بیخیال ادامه این دوستی شوم چون او آدمی است که کینه به دل می‌گیرد و هم بی خیال نوبت دکتری شوم که او با پارتی بازی توانسته برای من به دست آورد. اینکه از هر راهی که می‌خواهم از احسا

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • مومنی

    0

    چقدر تحت فشاره.هیی خیلی بده این همه فشار و دو راهی جلو ادم باشه.

    ۱ هفته پیش
  • محبوبه لطیفی | نویسنده رمان

    خیلی بد هست واقعا

    ۱ هفته پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️