پارت شصت و پنجم :



چقدر همه خوشحال‌اند و کلی کادو و هدیه برای تولد این پسر به دنیا آمده آوردند. ننه با دیدنم لبخندی می‌زند. در میان خاطرات دوردستم به یاد دارم که روزی که برای دیدن تولد دخترک به این خانه آمده بودیم خانه سوت و کور بود. ننه یک جعبه شیرینی به همراه یک لباس دخترانه برای کادو با خود آورده بود. بدو ورودمان عمه خانواده که از دوستان قدیم ننه بود، با ترش روییی از ما پذیرایی می‌کرد و با کنایه

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!