پارت چهل :

تا پایان روز به سختی با هم صحبت کردیم. اگر روک واقعاً متوجه جاسوسی من شده بود، هیچ نشانه‌ای از آن بروز نداده بود جز سکوتی که پیش گرفته بود. من هنوز داشتم به این وجه تازه‌اش عادت می‌کردم. آن شاهزاده خندان و بی‌پروا که در پذیرایی خانه‌ام شناخته بودم ــ او هم واقعی بود، اما تنها بخشی از روک بود، آن وجهی که حالا گمان می‌کردم ترجیح می‌دهد به جهان نشان دهد.
یک دو بار سعی کردم با او وارد گف

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!