نپنتی به قلم آزاده دریکوندی
پارت نوزده :
نشسته بود پشت نردههای سنگی و به پسرها نگاه میکرد که دور هم حکم بازی میکردند.
همیشه همین بود...
از بالا، با نگاهی سنگین، حیاط پر رفت و آمدش را تماشا میکرد.
به غلتیدن سگهایش روی چمنها و به آدمهایش که هر کدام سرگرم کاری بودند.
چند نفری باربیکیو راه انداخته بودند و بوی گوشت توی تاریکی شب میپیچید.
کسی به او نگاه نمیکرد! این یک قانون بود...
تا حرف نمیزد، تا ک
مطالعهی این پارت حدودا ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
Asal
0عاشق سورنم لعنتی خیلی خوبه این بشر
۵ روز پیششادان
0عاشق اون تیکه اش شدم که سورن گفت بی دلیل خوبه ؟ واای خیلی جمله اش عالی بود ..🩷🩷
۱ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
🥰
۱ ماه پیشAysan
0وای من به جای دنیز از پیشنهادش استقبال میکنم🙏🏼 هرچه زودتر سورن لطفا😂
۲ ماه پیشوانیا
0خیلی خیلی خوبه اصلن دلم نمی خواد گوشی رو کنار بذارم
۲ ماه پیشالی
0دلم برای دنیز میسوزه
۳ ماه پیشعاطی
2خدا بما هم قدرت و جسارت و شجاعت وثروت عطر بفرما😎😁🩵
۶ ماه پیشHajar
1آاااااامییییییییننن😂🤲
۵ ماه پیشعاطی
3بی دلیلتو دوست داشتم ..آره پلمپ کن بی دلیل جانم...تو فقط بی دلیل همه کار کن..🩵🩵🩵🩵
۶ ماه پیشعاطی
2کاش سورن این دیالوگ رو میگفت عینک آفتابی دلوین هم به چشمش زده بوده😎 چقدر گنگش بالاست این مرد
۶ ماه پیشحدیث
0وایی خدایاا منوچ گور به گوری نگا چقدر مودبانه حرف میزنه اگر تو گند نزده بودی تو زندگی این بچه شاید الان... حیحح😭😭ولش کن ما همینجوری هم سورن رو دوسش داریم😆
۷ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۷ ماه پیشحدیث
2یجوری حرف میزنه که هرکی ندونه میگه وایی چه مرد مهربونی نمی دونن به عنوان تفریح آدم می کشه ای بابا😔
۷ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
همه رو همینجوری گول میزنه🥲
۷ ماه پیشحدیث
3همینههه کاش حضانت بچه رو بگیرن یخورده این مامان مهرداد بسوزه معلوم نیست چی تو گو ش این بچه خوندن اینجوری شده البته خب بیشتر وقتش رو با اونا گذرونده یکم طبیعیه
۷ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۷ ماه پیشحدیث
1اخی چقدر گناه داره دنیز بابا پیشنهاد به این خوبی قبولش کن حالا شاید تو همین رفت و آمد یه اتفاقایی هم بین خودتون افتاد دیگه آره دیگه😆
۷ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۷ ماه پیشsaba
0اخ جونم اخ جونم اخ جونمممممممممم
۷ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۷ ماه پیشمحرابی
4ممنون خدا قوت نویسنده عزیز عالی بود. اوه بیچاره شدی مهرداد سورن باهات چپ افتاده خدابه دادت برسه ولی حقته بچه ننه
۸ ماه پیش
آزاده دریکوندی | نویسنده رمان
💚💚💚
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

Toska
0دوست داشتم