ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دویست و هفتاد و سوم :
مهدیار اوستا، بازیگر نقش دامیار زنده و در اتاق نیمهتاریک خود تکهپارچه را در دستانش بالا برد، سرانگشتانش را به لبانش چسباند و نام رامی زبان قلب نگرانش را رها نکرده بود که عقلش هم بیخیال هر منطقی که داشت، با پریشانی مهدیار راه آمد و آشفته نام رامی را بر زبان جاری کرد. تمام وجود مهدیار، رامدخت را صدا میزد و ته دلش را بیقراری برای او لرزاند که تکیه از لبهی میز گرفت و با قدم برداشتن دØ

لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0رازان وقتی پای رامی وسط باشه نگرانی هیچکس براش مهم نیست...رامی هم وقتی پای خودشو مهدیار وسط باشه...و این عجیب اعصابمو خراب میکنه