ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دویست و هفتاد و دوم :
در آرامشی که فضا تحت حاکمیتش بود، بررسی محموله چندان طول نکشید و با ایستادنشان کنار صندوقی که قدری خاک رویش نشسته بود، کسری قصد باز کردنش را کرد و چون قفل گیر کرده بود، مرد با علامتی به مرد مراقب که با فاصله پشت سرشان حرکت میکرد، او را برای باز کردن قفل فراخواند سپس همراه رامدخت تکقدمی عقب رفت و خیره به درگیری مرد مراقب با قفل کمی درهم گفت:
- این صندوق از قبل روی دستمون مونده بو
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
0الهی...داد مزدک:)))