پارت دویست و هفتاد و دوم :

در آرامشی که فضا تحت حاکمیتش بود، بررسی محموله چندان طول نکشید و با ایستادنشان کنار صندوقی که قدری خاک رویش نشسته بود، کسری قصد باز کردنش را کرد و چون قفل گیر کرده بود، مرد با علامتی به مرد مراقب که با فاصله پشت سرشان حرکت می‌کرد، او را برای باز کردن قفل فراخواند سپس همراه رامدخت تک‌قدمی عقب رفت و خیره به درگیری مرد مراقب با قفل کمی درهم گفت:

- این صندوق از قبل روی دستمون مونده بو

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۰۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    الهی...داد مزدک:)))

    ۴ ماه پیش
کپی شد!