پارت هفتاد و هفتم :

داستان، مثل دودی غلیظ و سنگین، در فضای سرخ‌رنگ اتاق پیچید و بر روح من ته‌نشین شد. من روی صندلی گهواره‌ای نشسته بودم، اما دیگر تاب نمی‌خوردم. میخکوب شده بودم. حرکت موزون صندلی، جایی در میانه‌ی روایت آن همه درد، آن همه خیانت و آن همه خون، متوقف شده بود. سرم گیج می‌رفت. ماحی ساکت شده بود. دوباره به پنجره و به ابدیت بی‌تفاوت شنزار خیره بود، اما می‌دانستم دیگر آنجا نیست. او در خرابه‌های کØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • المیرا

    0

    یسس، اند هیز نیمز ایز جان سیناا. بچه الا زنده ست احتمالا💃💃

    ۲ ماه پیش
  • زن دیوا

    0

    نکنه بچه ماحیرم کشته اذرخش بچه بیبی زاره

    ۶ ماه پیش
  • آیلین

    1

    اووووووو شاید آتش هم میدونسته بچه زندست و میخواسته اون ندامت رو الا حس کنه

    ۶ ماه پیش
  • هلیا

    0

    یعنی بچه الا زندس؟

    ۶ ماه پیش
  • نمیدونم

    4

    و یه معمای دیگه از الا و بی بی زار🤔

    ۹ ماه پیش
  • Anita

    0

    چی شد 😲؟بچش و نکشه یعنی

    ۹ ماه پیش
  • Ferferishoonam

    7

    پس بین الا و بی بی زار یه معما هست

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    ساناز جاانن بینظیرییی،خستهه نباشیی خیلی خفننن بودد😭💋

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    سوال اینجاست اذرخش چرا باید فکر کنه تیرداد باباشه...و ماحی بهش نگفته باشه؟

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    واایی مغزمم پوکییدددد

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    چرا باید این فرقه ادامه پیدا کنه که کسی اصلا بخواد رهبریش بکنه؟

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    1

    اذرخشمم کجااییی دقییقااا کجاااییییی😭😂

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    یعنی چی میتونه پشت این جریان پروین و بچه ی الا باشه؟:)

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    هرچقدر میخوام الا رو درک کنم نمیتونم بازممم،هوف...ولی حق داشته

    ۹ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    خیلیی پارتت قشنگیی بودد و با توصیفاتت وحشتناکک قشنگیییی،خیلیی خفننن بوددد

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️