زخمه ی خلقان به قلم لیلا مرادی
پارت صد و شصت و پنجم :
دخترک ترسو و سادهای که ندانسته با زندگی خودش بازی کرد. آدمی که بخواهد وارد زندگی مشترک شود، نباید با یک شک و تهمتی که از روی فشار طرف مقابل باشد همهچیز را دور بیندازد و از سر لجبازی بچگانه، لگد به بختش بزند. امیرعلی هم همینطور، او هم کم سهلانگاری نکرد و هر دو در آتش ندانمکاری خودشان سوختند و شاید همین تجربهها باعث بشود که شخصیتشان به مرور زمان پخته گردد. حنانه باید با سیامک صح
لطفا صبر کنید...

فخری
1سپاس فراوان لیلا بانوی عزیز عالی بود قلمت مانا 💞 💞 💞 💞 💞 💞