غم بار به قلم فاطمه سیاوشی
پارت سی و یک :
حدود شش ماه گذشته بود. شش ماهی که نه فقط تقویم، که خودِ جهانِ من رو زیر و رو کرده بود.
از اون شبهای روشن کاپادوکیا برگشتیم، و انگار با خودمون یه جعبهی جادویی آورده بودیم پر از نور. اون نور، آروم آروم تو زندگی روزمرهمون پخش شد. اولین تغییر بزرگ، خونهمون بود.
خونهی قبلی رو دوست داشتم، اما هر گوشهش بوی تنهایی میداد. حالا، ما احتیاج به جایی داشتیم که فقط "ما" رو به یاد بیاره،
لطفا صبر کنید...

ندا
1مطمئنم کارشوهرسابقشه میخوادازیزدان انتقام بگیره