در آغوش دشمن به قلم نسترن شاکر
پارت دوازده :
فصل دوازدهم: سایهی شک
------
— «اَه! نمیتونم این کثافت رو تحمل کنم!»
صدای فریاد پارمیس، سکوتِ سنگینِ راهرویِ مرمرینِ عمارت را شکست. او با عصبانیت وارد اتاق خواب مجللش شد و در را چنان محکم پشت سرش کوبید که لوسترِ کریستالیِ کوچکِ سقف لرزید.
اتاقش مثلِ قصرِ یک شاهزادهخانم بود؛ دیوارهایی پوشیده از ابریشمِ صورتیِ چرک، آینههایی با قابهای زراندود که نورِ عصرگاهی را بازتاب Ù
مطالعهی این پارت حدودا ۱۰ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
ز،ا
0سلام وقتتون بخیر رمان در آغوش دشمن چطوری بارگزاری میشه؟ منظورم اینه که روزانه پارت ها رو میذارید؟
۹ ماه پیش
نسترن شاکر | نویسنده رمان
سلام عزیزم 😍 قسمتهای جدید رمان را هر هفته، شنبهها ، دوشنبهها و چهارشنبهها دنبال کنید.
۹ ماه پیشزهرا
0سلام خوبین خیلی رمان قشنگیه آیا شخصیت ها عکسشونم هست؟
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

یلدا
0واقعا عالیه ممنون از نویسنده این رمان