پارت چهل و هفتم :


****
ریون
به خواست رئیس جدید همه بچه هارو جمع کرده بودم به قصد معارفه.
دیوید مثل همیشه ناآروم بود،البته این اواخر بیشتر شده بود به خاطر نبود جیمز.
جاش واقعا خالی بود!
لوکا آروم روی صندلی‌اش نشسته بود .نمیدونم این آرامشش دقیقا از کجا نشأت می‌گرفت.
سارا هم مثل همیشه سرش توی گوشی وداشت فضای مجازی رو زیرورو میکرد.
انگار تنها کسی که واقعاً توی این جمع بابت رئیس جدید ن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۶ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Ayda

    0

    نکن لوکا نکن پسررررر

    ۸ ماه پیش
  • فرگل حسینی | نویسنده رمان

    مگه چیکار کرد؟

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️