دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت چهل و هشتم :
تبدیل شدن ترس هام به واقعیت،کابوس همیشگیم بود.
دوباره اون احساس لعنتی سراغم اومد.همون حسی که از تکرار شدنش می ترسیدم.
من دوباره ترک میشدم!
توسط همهی آدمایی که روی بودنشون حساب باز کرده بودم.
خسته بودم از این چرخهای پرتکرار بی رحم.
اول پدرم منو مادرمو ترک کرد،بعد مادرم و بعد اون...
حتی فکر کردن بهش ،آزار دهنده بود!
انگار که کسی سوهان روی مغزم می کشید.
مطالعهی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۱۲ روز پیش تقدیم شما شده است.

فرگل حسینی | نویسنده رمان
نههههه ریون خوبه که فقط یه نمه عوضیه😔
۸ ماه پیشهلیا
0مطمئنی یه نمه؟ 😂💔
۸ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
بیشتر از یه نامه ولی خب....ما قول می دیم آدمش کنیم🙂↔️🧑🦯
۸ ماه پیشزهرا
0پارت جدید کوووووووووووو
۱۰ ماه پیش
فرگل حسینی | نویسنده رمان
اومد که
۱۰ ماه پیشزهرا
0ماشالله به رئیس جدید 😐😐😐اینهمه اطلاعات از کجا
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

هلیا
0فرگلی ناامیدمون نکن لطفاا.. اصلا از ریون خوشم نمیادد😭💔نمیخوام الارا دلشو به ریون بده فقطط لوکا💔