پارت سی :

صبح ترکیه، یه صبحیه که نمی‌شه با هیچ چیز دیگه اشتباه گرفت. بوی قهوه، صدای موج‌های آروم، و منظره‌ای که از پنجره می‌تابه... انگار دنیا تازه متولد شده. \r\nیزدان روی تراسه، داره سعی می‌کنه به ترکی حرف بزنه. من از تخت، لای پتوی نرم، سرم رو از زیر درمیارم و می‌گم با لحن مسخره: \r\n_آهای آقای جهانگرد، اون sütlü kahve نیست، çayـه که باید بگی! الان خانوم گارسون فکر می‌کنه عاشق قهوه‌ای و عاشق ترانه نیس

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۰ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۵۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!