پارت دویست و پنجاه و هفتم :

گذشته از انتخاب رامی و مهدیار، کسی که مدت‌ها پیش راه خود را انتخاب کرد، مزدک پایدار بود. تنها کسی که دنباله‌ی انتخاب خود را گرفته بود و از راهش بازنمی‌گشت و حتی سر به عقب نمی‌چرخاند، مزدک بود که در دل جنگلی سرسبز کنار کلبه‌ی خود روی تنه‌ی کوتاه درخت که حکم صندلی داشت، نشسته و آرنج‌های پوشیده از آستین تا میانه‌ی ساق بالا رفته‌ی تیشرت سفید تنش را به زانوان پوشیده از شلوار کتان و مشکی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۲ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۰ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    0

    درمان میخواد به ایرج صدمه بزنه و یه ربطایی داره به مستانه...و ارتباطش میتونه چی باشه؟

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️