پارت دویست و پنجاه و ششم :

اما برخلاف نیکو، جریان زندگی رامدخت انگار از همان شب قبل متوقف شده بود! او که همچنان خود را در اتاقش حبس کرده و بیرون نمی‌زد، تنها در اقیانوس افکارش آن عمق‌های تاریک و سنگین دست و پا می‌زد و به جایی نمی‌رسید. به دنبال راه‌حل رهایی از این افکار گشت؛ اما به بن‌بست رسید، بن‌بستی که رویش حک شده بود باید یکی‌یکی قفل‌های زنجیری در ژرفای اقیانوس افکارش به دامش انداخته بود را بشکند تا برای

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • سرو

    0

    بنظرم رامدخت کاپتان رو انتخاب کنه

    ۷ ماه پیش
  • مهدیه فیروزی | نویسنده رمان

    یکم سخته🫣

    ۷ ماه پیش
  • فاطمه زهرا

    0

    تاثیرگذار بود...بنظرم رامدخت مهدیار رو انتخاب میکنه

    ۷ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️