پی یار به قلم الهام فتحی
پارت هفتاد و دوم :
نبض کندش را شمردم و با هر نواختن رو به آرامَش، یک تکه از قلبم کنده شد.
-باید برم کیفم و بیارم دایی. درجه ی تبش و دقیق تر بگیرم و بعد بهش دارو تزریق کنم.
-کجاست تا خودم برم.
دست گرفتم به شانه اش.
-کار شما نیست. یه تک پا هم میرم داروخونه، زود بر می گردم
******************
سرما خورده بود؛ اما نه در حدی که بخواهد اینطور آوار تختش کند.
در یک شرایط نرمال تنها با چند وعده شربت د
مطالعهی این پارت کمتر از ۳ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۲۳ روز پیش تقدیم شما شده است.
لطفا صبر کنید...
