تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت هشتاد و یک :
یاسمین درب را به آرامی به عقب هل داد و از کابین پیاده شد؛ اما تا نوبت به شاهین رسید، به یکباره وسط پیشانیاش تیر کشید.برای لحظهای کوتاه چشم سومش بسته شد؛ منتها به صدم ثانیه نکشید که دوباره باز شد.
کمی تعلل کرد و بعد، از آسانسور خارج شد.
نور زرد سقف، برای هر انسان یک نور معمولی بود؛ اما برای شاهین شبیه هالهای بود که همهچیز را لو میداد.
چشم سوم، لکههای خاکستری رنگ گوشه دی
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
آرزو
0عالی بود قلمت مانا نویسنده جون
۲ ماه پیشسهیل۲۹
2عاااالی بود مثل همیشه👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻 رهام؟ 🙄🙄خواننده های عزیز رهام که آزمایشگاه بود چطور میشه که قبل از یاسمین و شاهین برسه🤔🤔
۱۰ ماه پیشفاطی
0اگر رهام باشه شاهین باید بدونه..دیگه سراغ اتاق رفتن نداره🤔
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاهین از کجا بدونه؟؟؟😁
۹ ماه پیشفاطی
0چون تو آزمایشگاه رفت و آمد داشت..گفتم شاید در مورد بیمارهای اتاق ها بدونه..خب خب بریم ایشون و اضافه کنیم ببینیم نویسنده مارو سورپرایز میکنه
۹ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
👌🏻❤️
۹ ماه پیشاکرم بانو
1کسی توی اون اتاق نبود... فک کنم نوشته بود فقط خاطرات و. دلتنگی
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله عزیزم.اتاق خالی بود
۹ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ممنونم عزیزم❤️ تو اتاق کسی نبود عزیزم.
۹ ماه پیشAsal
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله واقعا سخته👌🏻💔
۹ ماه پیشمحیا
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزم متاسفانه براش درمانی نیست...چون میشه گفت اصلا بیماری نیست❤️ فقط باید یادبگیره باهاش کنار بیاد و بهش مسلط بشه❤️
۹ ماه پیشمحیا
0پس اون تراشه زیر پوستش برای چی هست اگه مربوط به بیماری نیست نیلوفر جون🥰🥰 نکنه ارجمند با اون شاهین رو کنترل میکنه🤔🤔
۹ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
تراشه به خاطر تزریق انسولین بود عزیزم.شاهین دیابت داره که قبلا بهش اشاره شده❤️ من فکر کردم منظورتون موهبتش هست..برای همین گفتم اون مسئله درمان نداره❤️
۹ ماه پیشم
1از شاهین چیزی رو نمی تونی پنهون کنی،باید همه چیزو بگی،چرا اینقدر فضای خونه سنگین و غم انگیز بود 🤔
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
احتمالا منصوری یه مشکل بزرگ داره🥲❤️ شاید هم انرژی خودش منفیه
۹ ماه پیشمهلا
1عالی بود 💜💜💜💜💜💜
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
❤️❤️❤️❤️
۹ ماه پیشم
2پس نصفش دست فرشته بوده،ولی الان کجاست،کجا گذاشته ؟🤔
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خدا داند...😁❤️
۹ ماه پیشم
1این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوشحالم که دوسش داشتید🥰❤️
۹ ماه پیشاسرا
0ممکن بچه همون که توازمایشگاه باشه🤔🙏
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاید👌🏻
۹ ماه پیشعلیرضا۲۸
1یاسمین آرومِ جونِ شاهین میشه😍 من به منصوری حس بدی ندارم،نمیدونم شایدم اشتباه میکنم.
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
🥰❤️🥰❤️
۹ ماه پیشآمنه
0بانو اخه این فرمول برای برگردان پدر شاهین هست یا درمان شاهین راستی ممکنه که رهام بچه منصوری باشه پارت عالی
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
برای پدرشاهین عزیزم.شاهین درمان نداره و البته اصلا بیماری نیست مشکلش❤️
۹ ماه پیشاکرم بانو
1چقد یاسمین باحاله... میگه چرا فضولی میکنی بیا بشین مرد😂😂😂😂
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
این دختر عالیه عالی😂😂
۹ ماه پیشاکرم بانو
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
خوشحالم که دوسش داشتید❤️
۹ ماه پیشاکرم بانو
0نمیدونم چرا اون اتاق بچه و اون حس دلتنگی منو یاد رهام انداخت!؟؟؟
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
عزیزم🥺❤️
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

moon
0نکنه مامان رهام الهه است؟