پارت پنجاه و چهارم :

مسعود سریع در جوابش گفت: «تو که از برق و اینا سردرنمی‌آری.تازه نشنیدی می‌گن راز پولدار شدن‌تونو به کسی نگید؟»
عمو محمد: «چرا نباید بگه؟ من به شخصه هیچ اطلاعاتی رو از کسی دریغ نمی‌کنم.همیشه به همه مشاوره می‌دم.»
مسعود: «مطمئنی اونا می‌خوان بشنون؟»
عمو محمد: «اصلا همه‌ی دوستام بهم می‌گن نظریات اقتصادیت عالیه!»
هومن قلم و دفتر به دست گفت: «می‌شه به منم چندتا توصیه‌ی اقØ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهراد در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) بهراد
تصویر شخصیت سورن در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) سورن
تصویر شخصیت مسعود در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) مسعود
آخرین نظرات ارسال شده
  • سحر

    0

    وای وای منم به دارچین حساسیت دارم اینو خوندم احساس کردم گلوم داره میسوزه 😷😷😷

    ۷ ماه پیش
  • یه نفر

    0

    بهراد باید خوشحال باشه یه قاتل زنجیره ای با فامیلاشه می تونه بکشه

    ۸ ماه پیش
  • یه نفر

    1

    امیدوارم این شاهرخ باعث شه شوکا دست از سر مسعود برداره

    ۸ ماه پیش
  • mohammad

    1

    چرا لحظه ورود ماجان یادم از جلو چشمم کنار نمیره😂 گااااد بود خدایااا دمت گرم من ترکیدم بعد مدت ها

    ۸ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    مثل یک سوپر مدل⁦ᕙ⁠(͡⁠°⁠‿⁠ ͡⁠°⁠)⁠ᕗ⁩

    ۸ ماه پیش
  • لایف

    0

    لطفا این آخرین جلد این شاهکار نباشه جلدهای بعدیشم برامون آماده کن بعداا

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا

    0

    من که همشش حس میکنم شیرو و ریونیز با هم دستشون تو یه کاسس😑 هاموس کجاس پس؟

    ۸ ماه پیش
  • Azab elahi

    0

    خوشحالم که هم نظریم این دوتا موجود مرموز قطعا دستشون تو یه کاسه س

    ۸ ماه پیش
  • زن بهراد

    0

    شوکا و شیرو هم سنن؟

    ۸ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    بله.

    ۸ ماه پیش
  • ملیکا

    0

    باورم نمیشهه پارت امشب طولانی بودد🥺❤

    ۸ ماه پیش
  • راونا

    2

    شیرو داره یکاراییو از قصد انجام میده و میره تو نقش 🎀👈🏻👉🏻🎀

    ۸ ماه پیش
  • زو زو

    0

    دارم میمیرم بدونم شیرو چیکارس؟ بدجوری میخواد همه بمیرن😬

    ۸ ماه پیش
  • بی نام

    1

    هی من باید از بی فکری اینا حرص بخورم خب اخه مرد حسابی اول بپرس چیه بعد بپر بخور

    ۸ ماه پیش
  • Azab elahi

    2

    مسعود جان تو تنها کسی هستی که همیشه درکش میکنم بی زحمت حال این شیرو رو بگیر. من بدبخت دستم بهش نمیرسه وگرنه حلواشو به خورد همگی میدادم

    ۸ ماه پیش
  • Azab elahi

    1

    آخ جون بلاخره یه بار من قبل بقیه رسیدم.

    ۸ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️