هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) به قلم sober
پارت پنجاه و چهارم :
مسعود سریع در جوابش گفت: «تو که از برق و اینا سردرنمیآری.تازه نشنیدی میگن راز پولدار شدنتونو به کسی نگید؟»
عمو محمد: «چرا نباید بگه؟ من به شخصه هیچ اطلاعاتی رو از کسی دریغ نمیکنم.همیشه به همه مشاوره میدم.»
مسعود: «مطمئنی اونا میخوان بشنون؟»
عمو محمد: «اصلا همهی دوستام بهم میگن نظریات اقتصادیت عالیه!»
هومن قلم و دفتر به دست گفت: «میشه به منم چندتا توصیهی اق
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۰۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
یه نفر
0بهراد باید خوشحال باشه یه قاتل زنجیره ای با فامیلاشه می تونه بکشه
۶ ماه پیشیه نفر
1امیدوارم این شاهرخ باعث شه شوکا دست از سر مسعود برداره
۶ ماه پیشmohammad
1چرا لحظه ورود ماجان یادم از جلو چشمم کنار نمیره😂 گااااد بود خدایااا دمت گرم من ترکیدم بعد مدت ها
۷ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
مثل یک سوپر مدلᕙ(͡°‿ ͡°)ᕗ
۷ ماه پیشلایف
0لطفا این آخرین جلد این شاهکار نباشه جلدهای بعدیشم برامون آماده کن بعداا
۷ ماه پیشملیکا
0من که همشش حس میکنم شیرو و ریونیز با هم دستشون تو یه کاسس😑 هاموس کجاس پس؟
۷ ماه پیشAzab elahi
0خوشحالم که هم نظریم این دوتا موجود مرموز قطعا دستشون تو یه کاسه س
۷ ماه پیشزن بهراد
0شوکا و شیرو هم سنن؟
۷ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بله.
۷ ماه پیشملیکا
0باورم نمیشهه پارت امشب طولانی بودد🥺❤
۷ ماه پیشراونا
2شیرو داره یکاراییو از قصد انجام میده و میره تو نقش 🎀👈🏻👉🏻🎀
۷ ماه پیشزو زو
0دارم میمیرم بدونم شیرو چیکارس؟ بدجوری میخواد همه بمیرن😬
۷ ماه پیشبی نام
1هی من باید از بی فکری اینا حرص بخورم خب اخه مرد حسابی اول بپرس چیه بعد بپر بخور
۷ ماه پیشAzab elahi
2مسعود جان تو تنها کسی هستی که همیشه درکش میکنم بی زحمت حال این شیرو رو بگیر. من بدبخت دستم بهش نمیرسه وگرنه حلواشو به خورد همگی میدادم
۷ ماه پیشAzab elahi
1آخ جون بلاخره یه بار من قبل بقیه رسیدم.
۷ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سحر
0وای وای منم به دارچین حساسیت دارم اینو خوندم احساس کردم گلوم داره میسوزه 😷😷😷