پارت بیست :

بالأخره تصمیم گرفتم به شاهرخ اعتماد کنم.تاریخ دقیق اون واقعه‌ی ننگین رو بهش دادم.پرسید: «آماده‌ای؟»
«تقریبا.»
شاهرخ: «صاف بشین و چندتا نفس عمیق بکش.»
کارهایی که گفت رو انجام دادم.بلافاصله فشار شدیدی در گوش‌ها و سرم احساس کردم.صدای وزوز اعصاب‌خردکنی که توی سرم پخش می‌شد مجبورم کرد چشم‌هام رو ببندم.احساس بی‌وزنی می‌کردم.انگار داشتم به بالا کشیده می‌شدم.خودم رو توی اتاق Ø

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهراد در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) بهراد
تصویر شخصیت سورن در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) سورن
تصویر شخصیت مسعود در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) مسعود
آخرین نظرات ارسال شده
  • راوی خاکستر

    1

    فکر کنم فقط منم که از وقتی ژانر تخیلی هم وارد هیچکسان شده بیشتر بهش علاقه مند شدم... یه جورایی ترسناک دیگه برای هیچکسان کار نمی کرد اما تخیلی، هیجان، شاید درآینده جنایی یا یک ویلن خیلی بد... وای تو پوست خودم نمی گنجم مثلا بهراد و سچرن رو ببینم در حال حل یه پرونده جنایی یا کمک به دزدها و غیره

    ۷ ماه پیش
  • یه نفر

    1

    قشنگی داستان به فضای خوفناک جنیش بود این دم و دستگاه حس می کنم اضافه هست

    ۸ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    دم و دستگاه هم لازمه.

    ۸ ماه پیش
  • لایف

    0

    نویسنده ی عزیز لطفا همیشه هیچکسان رو ادامه بده ما باهاش زندگی کردیم

    ۹ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اگه شد حتما.

    ۹ ماه پیش
  • لایف

    0

    خیلی ممنونم

    ۹ ماه پیش
  • Zeinab

    0

    من همین امروز عضویت رمان رو خریداری کردم چون فکر میکردم قراره شاهکاری مثل چند فصل قبل باشه نه ی چیز فرانکنشتاینی مسخره برای عهد بوق😑 بی نهایت پشیمونم و از همین پارت دراپش کردم این پارتم به این امید باز کردم که شاید شاهرخ و هومن، بهراد رو دست انداختن و میخوان شوخی کنن، خیلی خورد تو ذوقم.

    ۹ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    متاسفم که ناامید شدی.

    ۹ ماه پیش
  • Zeinab

    0

    بنظرم شما به اصالت داستان خیانت کردید ، شما تویکی از نظرات گفتید که جا نداشت موضوع جنا رو ادامه بدید ولی میدونیم که این حوزه انقدری پیچیده و گسترده هست که بشه چندین داستان از دلش دراورد در کل اینطور بنظر میاد (البته اصلا نمیخوام زحمات شمارو نادیده بگیرم ) که داستان با بی حوصلگی نوشته شده.

    ۹ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    من درس جن‌شناسی نخوندم و از نطر داستانی وقتی هاموس گفت دنبال جنگیری نرو یعنی اون مبحث تموم شد،منطقی نبود ادامه‌ش بدم.به عنوان خالق و مالک اثر صلاحدیدم که اینطور ادامه پبدا کنه.اگه کسی دوست نداره نظرش محترمه ولی نه در حدی که انتخاب‌های منو زیر سوال ببره.

    ۹ ماه پیش
  • Zeinab

    0

    زحمات شما خصوصا تو فصلای قبلی قابل تقدیره و مطمئنا به عنوان کسی که پیگیر داستان بودم و حق عضویتش رو گرفتم برای کار شما ارزش قائل بودم کاش به عنوان خالق و مالک اثر این نکته که قراره داستان چرخش ۳۶۰ درجه ای از موضوع ترسناک به موضوع علمی تخیلی خواهد داشت رو توی خلاصه قید میکردید.

    ۹ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ممنون❤️ اینو قبلا هم به دوستان دیگه عرض کردم،الان خدمت شما هم میگم؛ ۳ جلد اول هیچکسان هم تماما تخیلی و ساخته‌ و پرداخته‌ی ذهن بنده بوده و هیچ یک از اتفاقاتش ریشه در واقعیت نداشتن.اصلا درباره‌ی مسائل ماورایی،سند و مدرک قطعی و علمی وجود نداره.از نظر ترسناک بودن هم فکر می‌کنم چون دوستان کارهای اولیه رو

    ۹ ماه پیش
  • دانی

    1

    واقعا ایده باحالی بود که همچین موضوعی رو بیاری وسط دست خوش

    ۹ ماه پیش
  • روم

    2

    حس میکنم حس داستان با سه قسمت اول فرق داره کلا سه قسمت اول که هفت سال پیش خوندم خیلی چیز خفنی بود هنوز که میخونم میترسم الان دیگه قسمتای جدیدش ترس نداره برام یه بار پسران بد یکو دوباره خوندم فهمیدم هنوز میترسم

    ۱۰ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    باور کنید منم دوست ندارم هیچکسان بنویسم

    ۱۰ ماه پیش
  • شوکا

    0

    چرا دوست ندارید بنویسید؟ منظورتون فقط هیچکسانه یا کلا دیگ علاقه ای به نوشتن ندارید؟

    ۹ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    منظورم نوشتن هیچکسان و پسران بد هست.

    ۹ ماه پیش
  • دوقلو افسانه ای

    0

    چی ؟!چرا؟!

    ۹ ماه پیش
  • ریحانه

    1

    بهراد داداش خوشت میاد واسه خودت دردسر میتراشی؟

    ۹ ماه پیش
  • Ysmn

    2

    چرا همه انقد ریلکس با قضیه اینکه همچین دستگاهی وجود داره کنار اومدن؟😭

    ۹ ماه پیش
  • ایوان

    0

    حس میکنم این ورژن شاهرخ و هومن و مسعود اصلاً واقعی نیستن 😂

    ۹ ماه پیش
  • رومی

    0

    من عاشقشم با این که دلم میخواد تا ابد ادامش بدی ولی دوست دارم کارای جدیدتم تجربه کنم حس میکنم یه رمان مثل سه جلد اول هیچکسان( منظورم همون قلم ترسناکته که با ۲۱ سال سن هنوزم ته دلمو میلرزونه ) بنویسی

    ۹ ماه پیش
  • مولان

    1

    اره داستان یجوری شده مثل قبل نیست

    ۹ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    اگه مثل قبل می‌نوشتم هم می‌گفتین تکراری شده ⁦ಠ⁠︵⁠ಠ⁩

    ۹ ماه پیش
  • Azab elahi

    1

    اگه جلد ۷ هیچکسان نوشته بشه دیگه تیکه کلامم از هفت خان رستم به هفت خان بهراد تغییر میکنه

    ۱۰ ماه پیش
  • روم

    0

    بازم دمت گرم واقعا سه جلد شاهکار بود و حتی ادامه هم برای من جذاب بود من فنتم و تو جز سه تا نویسنده برتر منی که همیشه پیگیرشم و برام باارزشه

    ۱۰ ماه پیش
  • زو زو

    0

    الان رفتم دوباره چکیده رو خوندم فک کنم زندگی خوش ب بهراد نیاد 😰😬

    ۱۰ ماه پیش
  • زو زو

    1

    ای باباااا جای حساسش تموم شد 23ساعتتتت🙄

    ۱۰ ماه پیش
  • الهه

    0

    واقعا خردادی بودن درد بدیه.

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️