هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) به قلم sober
پارت بیست و یک :
فکر نمیکردم بهش بربخوره.ظاهرا حافظهی خیلی خوبی داشت.دیگه مطمئن شدم لفظ "کیوانِ عزیزِ مسعود" رو اشتباهی نپرونده.حتی فکرش هم من رو عصبی میکرد که کیوان یکی از افراد مورد علاقهی مسعود باشه! نفس عمیقی کشیدم تا بتونم روی کار خودم تمرکز کنم.فعلا باید بیخیال میشدم.دو سه ثانیه از خوابیدنم توی دستگاه نگذشته بود که صدای بلند سوت توی مغزم پخش شد،جوریکه احساس کردم هر لحظه ممکنه شنواییم
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
زنِ مسعود
0موافقم کله رمان و بخاطر مسعود میخوندم
۶ ماه پیشMoona_
1مسعود و بهراد شیپ میکنم حتی به غلط حرفم نباشه
۷ ماه پیشریحانه
1به لایف استایل بهراد و ریسک پذیریش احتیاج دارم
۹ ماه پیشزو زو
1والا منم به کیوان حسودی کردم هیچ دلم نمیخواد مسعود طرفش باشه امیدوارم بهراد اشتباه کنه😄 ببخشید یه سوال: کیوان و نسترن و کلا فامیلای بهراد تو این فصل هستن؟؟
۹ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
بله هستن البته اواخر رمان
۹ ماه پیشMjj
1نمیتونم تا فردا صبر کنمممممم.درضمن هپی شبیه یلدا
۹ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
o((*^▽^*))o
۹ ماه پیشالهه
5الان یعنی ما اون پنجاه نفری هستیم که به کتابِ دختر قلچماق وفادار موندیم؟
۹ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
😂😂😂
۹ ماه پیشAzab elahi
0هر وقت میگن ۱۸ آذر ذوق میکنم چون تولدمه🔥🔥
۹ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
♡(˃͈ દ ˂͈ ༶ )
۹ ماه پیشAzab elahi
0الان داروین و حامی برمیگردن؟
۹ ماه پیش
sober | نویسنده رمان
نه
۹ ماه پیشراونا
1اگه مسعود عموی بهراد نبود بهراد صد در صد عاشقش میشد بدون اینکه براش مهم باشه هردو مذکرن
۹ ماه پیشماجده
1فکر کنم شیرو همونیه که قراره پشیمونت کنه بهراد...
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

خواستگار مسعود
0وای مسعود خیلی نمکهههه