پارت نوزده :

تمام مدّتی که مجبور شدم در کنار اون دو نفر صبحونه بخورم،باید جوک‌های احمقانه‌ی هومن رو هم تحمّل می‌کردم.عجیب این که فقط خودش می‌خندید و اصلا هم از رو نمی‌رفت.البته شاهرخ هر از گاهی بهش لبخند می‌زد ولی به نظر نمی‌رسید لبخندش به خاطر جوک‌ها باشه.
چایی‌م رو نصفه خوردم و گفتم: «من دیگه رفع زحمت می‌کنم.»
شاهرخ: «جدّی می‌خوای خودتو به مراسم برسونی؟»
«نه،فقط می‌خوام یه سر به

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۷ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت بهراد در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) بهراد
تصویر شخصیت سورن در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) سورن
تصویر شخصیت مسعود در رمان هیچکسان 6 (نوند هیچکسان) مسعود
آخرین نظرات ارسال شده
  • Hediye

    1

    واااای فقط منتظرم ببینم چی میشه خیلی مسیر داستان داره جالب میشه شادی جان مغزتو باید بوسید دمت گرم

    ۹ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ⁦(⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠❤⁩

    ۹ ماه پیش
  • الهه

    1

    کیوان عزیز مسعود بدترین ترکیبی بود که تو عمرم شنیدم

    ۹ ماه پیش
  • Azab elahi

    0

    از اون لحظه که تو جلد سه پلیس به بهراد گفت هیچکس از دست این قاتله نمیتونه در بره و همه رو میکشه گفتم وااییی کار بهراد دیگه تمومه . ولی بهراد جون سالم بدر برد. از اون به بعد بهراد برای من حکم هری پاتر رو داره!

    ۱۰ ماه پیش
  • Mjj

    1

    حقیقتش داره غیرواقعی میشه کم کم. نه از لحاظ جریانات کلی بلکه رفتار ها عکس العمل ها و شخصیت پردازی ها اصلا بهم نمیان.اینارو به عنوان نقد ازم قبور کد لطفا میدونم میخوای چیزای جدیدی به عنوان نویسنده امتحان کنی و فقط در چارچوب هیچکسان پیش نری ولی تا وقتی سوالایی که از فصل های گذشته حتی از اولین فصل ها

    ۱۰ ماه پیش
  • sober | نویسنده رمان

    ببخشید ولی من اصلا متوجه نشدم منظورت چیه! این رمان هیچوقت واقعی نبوده،همش تخیلات منه.اگه ادامه دادم صرفا به اصرار مخاطبا بوده.برای ادامه دادن هم فقط نمی‌تونم قضیه‌ی جن و جی‌گیری رو کش بدم چون محدوده.مجبورم تخیلاتمو سمت مسائل دیگه سوق بدم.حقیقتش خودمم خسته شدم ازین داستان تکراری و شخصیتای تکراری ولی

    ۱۰ ماه پیش
  • Mjj

    0

    خلاصخ تا وقتی سوالایی که از قبل برامون به وجود اومده برطرف نشن ما دنبال هیچکسان میریم. من از قلمت خوشم میاد ولی لطفا به یه جایی بندش کن .ناتموم ول کردن یه داستان باعث نمیشه فصل های بیشتری داشته باشی و نمیتونی از ما انتظار داشته باشی منتظر ادامه هیچکسان نباشیم.همه اینا نظر و نقد شخصیمه.مرسی موفق باشی

    ۱۰ ماه پیش
  • زو زو

    0

    تا بهراد چیزی نبینه نمیدونم فیکه یا نه🤔 کیوان کیه؟؟؟ خواهر زاده ی مسعود ک نیست؟!! فرابیننده ی چند بعدی😁!!!

    ۱۰ ماه پیش
  • الهه

    0

    یاخدا. بعدنما می خوام

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️