پارت سی و دوم :

پاهایم مثل دو تکه یخِ بی‌جان افتاده بودند؛ نه هیچ فرمانی نمی‌بردند.دنیا دور سرم می‌چرخید، اما تنها چیزی که می‌دیدم نور لرزان آتش بود، نقطه‌ای کوچک و زنده وسط تمام این تاریکی.
کف هر دو دستم را محکم روی زمین فشار دادم. با اولین فشار، بدنم فقط چند سانتی‌متر جلو رفت و همان جلو رفتن کوتاه، انگار تمام جانم را خالی کرد.
دندان‌هایم به هم خوردند. سینه‌ام تند و له‌له‌زنان بالا و پایی

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۴ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۶۱ روز پیش تقدیم شما شده است.

تصویر شخصیت اذر در رمان روح جنگل اذر
تصویر شخصیت لی لی در رمان روح جنگل لی لی
تصویر شخصیت هومان و مانی در رمان روح جنگل هومان و مانی
تصویر شخصیت فریبا در رمان روح جنگل فریبا
تصویر شخصیت پدر لی لی(الیاس) در رمان روح جنگل پدر لی لی(الیاس)
نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • مادمازل

    3

    اوووو وسط این همه دروغ گُم نشی دختر... میگن دروغ گو کم حافظه میشه یه جا کار دست خودت میدی

    ۵ ماه پیش
  • زری گلی

    1

    چرا دروغ میگه دروغگوعه اعتماد نداره گذشته ای هست که نمی خواد فاش بشه به چه دلیل براش دردسر میشه ؟ علت این همه دروغ چیه لی لی

    ۵ ماه پیش
  • ناززاد

    3

    نه از آدمای دروغگو خوشم نمیاد 😭

    ۵ ماه پیش
  • A-a

    3

    چه رابطه ای با آنیا داره؟چرا دروغ گفت؟ممنون👏🌹

    ۹ ماه پیش
  • خدیجه

    1

    دروغگو انگار در مورد همه چیز اولش دروغ میگه مثل هومان

    ۹ ماه پیش
کپی شد!