پارت چهل و هشتم :

پناه، با شنیدن این کلمات، ناخواسته لبخند کمرنگی رد. غرور زخمی‌اش، در برابر نیاز گرسنگی، رنگ باخت. در حالی که از روی تخت برمی‌خاست، صدایش، که تا لحظاتی پیش چون سنگ ناگشوده بود، با اندکی لرزش، اما با استواری دوباره، گفت:
«بیا، بهم لباس بده.»
آصف، با لبخند، وارد اتاق شد. در کمد پناه را گشود و دستی به سمت مانتویِ پاییزی پشمی کشید، شال همرنگش را نیز انتخاب کرد، لباس‌ها را به دست پناÙ

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۹۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

آخرین نظرات ارسال شده
  • لیلی

    2

    میدونین روش عزاداری آدما هم باهم فرق داره مخصوصا اگه بافاصله زمانی کم بیشتر ازیه عزیزتو ازدست بدی اینه که نمیشه خیلیم به آدمایی مثل پناه خرده گرفت اونم اینجوری غمشو نشون میده

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    دقیقا

    ۹ ماه پیش
  • فاطیما

    2

    عالی و جذاب بود خسته نباشید عزیزم ❤️❤️🌹🌹

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم که

    ۱۰ ماه پیش
  • راز

    1

    آفرین شیر پسر

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    😊

    ۱۰ ماه پیش
  • هناسه

    4

    گاهی ما آدم ها به زور و اجبار،ی کاری که به صلاح روح و جسممون هست رو انجام میدیم و خییییلی هم ناراحت هستیم که مجبور به انجامش شدیم و حتی گریه می کنیم اما بعد که به خودمون میایم میبینیم، اون فرد زور گو چقدر دوستمون داشته و کاری جز زور گفتن دیگه نمیتونسته انجام بده چون ما با خودمون لج کردیم

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    آفرین دقیقا با حرفت موافقم! بحث طرفداری از یک شخصیت هم نیست، لازمه کار اینه بعضی رفتارهای خشن و ناپسند از جانبمون در آینده کمک کننده خواهد بود

    ۱۰ ماه پیش
  • سرو

    2

    مرسی مثل همیشه جذاب و گیرا ممنون عزیزم

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    عزیزی که زیبا

    ۱۰ ماه پیش
  • هانیه

    3

    چقد من این رمان رو دوست دارم قلمت مانا بانو جان 💜🎀🌷

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    فدات بشم عزیزمممم

    ۱۰ ماه پیش
  • هانیه

    2

    هعیییییی دلم برای پناه سوخت فک میکنم دیگ آصف زیاده روی کرد

    ۱۰ ماه پیش
  • زهرا رمضانی | نویسنده رمان

    زیاد روی نکرد به نظرم، فقط به روش خودش پناه رو ادب کرد

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️