پارت شصت و ششم :


ما از همان دوران طفولیت، حتی از همان اوقاتی که عقل چندان هم بین رابطه امان حاکمیت نداشت، در بسیاری از موارد هم سو و هم نظر بودیم و شاید همین عامل دوام آوردنمان شد.
-خیلی وقته که باهم تنها نبودیم فریال. دلم باهات حرف زدن می خاست و می دونی از اونجایی که من عاشق شبم، دلم خاست دعوتت کنم اینجا و باهم خلوت کنیم.
من سراپا گوش بودم.
دست گرفته بودم زیر چانه و تنه ام را جلو کشانده بودم

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
هنوز هیچ نظری برای این پارت ثبت نشده است. اولین نفری باشید که نظر خودتون رو در مورد این پارت ارسال میکنید
کپی شد!