دومینوی سیاه به قلم فرگل حسینی
پارت چهل و دوم :
****
ریون بلک منطقه برانکس
من تو مهمونی بودم، البته بدون همراه!یاد قول و قراری که با لوکا گذاشته بودیم ،افتادم.
اون دختر،الارا میرز از اون چیزی که فکر میکردم سرسخت تر بود.
اون طوری که من بااون میزان اعتماد به نفس شرط بستم وگفتم کمتر از دو هفته میتونم کارو تموم کنم.
نباید می باختم،نمی تونستم ببازم.
این باختن یه جورایی برام حکم مرگو داشت.
در همون حین دستی روی ش
لطفا صبر کنید...

𝑨𝒛𝒂𝒅𝒆𝒉✨
0شکستش از لوکا خیلی سنگینه که می خواد از تجربیات بقیه استفاده کنه🤣