پارت دویست و چهل و چهارم :

شب به ساکت‌ترین وقت خود رسید و ماه در آن نیمه‌شب میان ابرهایی که در دل تاریکی آسمان محو بودند، درخشش خود را به رخ کشید. ستارگان تعظیم کرده در برابر ماه، شده بودند شاهدانی بی‌شمار که نگاه از آرامش شهر خاموش گرفته و به ماشینی دوخته بودند که در جاده‌ی خارج از شهر با سرعتی رو به کاسته شدن در حرکت بود. نور چراغ‌های ماشین تا حدی از آسفالت جاده را نمایان کرده بود و سکوت، سنگین‌تر از شهر خاموش

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۹ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۳۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
فقط از طریق اپلیکیشن دنیای رمان میتوانید نظر خود را ارسال کنید
آخرین نظرات ارسال شده
  • فاطمه زهرا

    2

    ای قلبم واسه مزدکم🫠🫠

    ۴ ماه پیش
کپی شد!