ناجوری به قلم مهدیه فیروزی
پارت دویست و چهل و چهارم :
شب به ساکتترین وقت خود رسید و ماه در آن نیمهشب میان ابرهایی که در دل تاریکی آسمان محو بودند، درخشش خود را به رخ کشید. ستارگان تعظیم کرده در برابر ماه، شده بودند شاهدانی بیشمار که نگاه از آرامش شهر خاموش گرفته و به ماشینی دوخته بودند که در جادهی خارج از شهر با سرعتی رو به کاسته شدن در حرکت بود. نور چراغهای ماشین تا حدی از آسفالت جاده را نمایان کرده بود و سکوت، سنگینتر از شهر خاموش
لطفا صبر کنید...

فاطمه زهرا
2ای قلبم واسه مزدکم🫠🫠