جمجمه ی شیطان به قلم معصومه علیایی
پارت سی و سوم :
قامت دکتر که روی چشمان میثاق نقش بست و باعث بالا رفتن ابروانش شد، اویی که همان یزدان بود، نگاه چرخانده سمت فرنوش، دستانش را درون جیب روپوش سفید رنگش پنهان کرد و گفت:
-خدا رو شکر خطر رفع شده الانم حالشون بهتره.
گفتهاش که دلواپسی را از جان فرنوش دور کرد، فرنوش نیم قدمی لرزان رو به عقب برداشت و راستین بود که کنارش متوقف شد. دستش را دور کمر او حلقه کرد تا مبادا رمق از تنش جدا شده و روی
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۲۶۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

معصومه علیایی | نویسنده رمان
منم امیدوارم طوری نشه
۲ هفته پیشاِنیگما
0میثاق چرا میخواد به راستین کمک کنه؟🤨🤨🤨
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
یه نقشهای داره
۶ ماه پیشفاطی
0شاید به صحرا مربوطه..شاید به خودش..احتمال داره مجبور شده بیاد تو کار خلاف برای گرفتن انتقام..شاید شادی هم معتاد شود ولی همین که دختری دل دهد و او نخواهدش تمام است دنیای او خراب میشود
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
پارتای بعدی میفهمیم چرا میثاق پاش به این کارا باز شده
۶ ماه پیشفاطی
0برای فهمیدن اتفاقات باید صبر کرد.ولی میشود آدمهای بد کاری خوب انجام بدهند و کسی را در دردسر اندازند.پاشا چه کردی که پسری زمین و زمان را بر هم میدوزد تا تورو از پای دربیاورد..انتقام
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بلایی که سر میثاق آورده اونقدر سنگین بوده که کینهی میثاق انقدر عمیقه
۶ ماه پیشدلارام
2راستین خیلی گناه داره خدا کنه اخرش واسه راستین بدتموم. نشه پسرمون دلش بشکنه نفهمیدم یزدان خوبه یا بد
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
بگردم براش🥲 یزدان که خب بله ایشان کاراکتر منفی میباشند😁
۸ ماه پیشSare
0ای بابا من رو چ کسی کراش زدم ولی کن دوسش دارم😁😁🤪🤪
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
دوستش داشته باش😂
۶ ماه پیشSare
0پس اینطور یزدان دکترہ بابای راستین .... راستین مظلومم 💔💔😢😢
۶ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره ولی یکم بری جلو با یزدان بیشترم آشنا میشی😁بگردم براش💔
۶ ماه پیشالناز
0یعنی اگه میثاق در ازای کلیه باباش با راستین سر شادی معامله کنه خیلی چیپ میشه لطفا فیلم هندی نشه مصی جون
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
نه اینطوری نیست یه برنامهی دیگه براش داره عجله نکن
۷ ماه پیشElina
0حس میکنم میثاق بی دلیل این کمک نمی کنه خدا کنه راستین بدبخت نکنه این بچه کم بدبختی ندارد میثاق انتقام چشم هاش کور کرده همه رو قربانی می کنه💔
۷ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
نه بی دلیل نیست اصلا
۷ ماه پیشدلارام
0بیچاره راستین اصلا حسه حوبی ندارم ب کمک میثاق با همه خوب بودن میثاق ولی بخاطر انتقام داره خیلی ها رو قربانی میکنه
۸ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
حست درسته، قصدش اصلا کمک نیست فقط میخواد راستین درگیر خودش بشه و سمت شادی نیاد
۸ ماه پیشمحرابی
0خدا قوت نویسنده عزیز عالی بود. یعنی میثاق چرامیخواد این کارو بکنه
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
یه نقشهای داره که جلوتر میفهمیم
۹ ماه پیشفاطیما
1حس خوبی نسبت به کمک میثاق نداشتم چرا😅 خوشگلم عالییی بود پارت قشنگی بود مرسییی مشتاق پارت هدیه هستما خسته نباشی قشنگم🥰
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
چون قصدش اصلا کمک کردن نیست، ممنون عزیزم🥺
۹ ماه پیشفیوزپفیوز
0دیدی گفتمممممم..دیدیی گفتمممممم...میثاق جونم میخواد دست یاری بهش برسونههههههههه😭😭😭😭الهی بگردم برای راستین جونممم.....وای آقا من حس میکنم یزدانه خونم افتاده🫠
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
خیلی حس خوبی به این کمک کردن نداشته باش🙄 یزدان که تو همین پارت حضور درخشانی داشت😂😁
۹ ماه پیشفیوزپفیوز
0خو مگه نمیخواد برای بابای کراشوم راستین کلیه جور کنه؟🥲🥲🥲ارههه کراشوم یزدان جونم نانای نااااای✨️
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره میخواد ولی خب به نظرت میثاق بدون هدف خاصی داره همچین کاری میکنه؟🤔
۹ ماه پیشفیوزپفیوز
0میخواد بعد از اینکه از شادی جدا شد ازش بخواد بره شادی رو بگیره؟ یا کمکش کنه از پاشا انتقام بگیره؟
۹ ماه پیش
معصومه علیایی | نویسنده رمان
آره گل و شیرینیم میخره میگه بیا خودم برات میرم خواستگاری😂 وایسا می فهمیم برنامه اش چیه، میثاق به این سادگی دست از سر شادی و پاشا برنمیداره
۹ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

آتانازدلارام
0معلومه میثاق یه نقشه برای راستین کشیده فقط امید وارم به راستین آسیبی نرسه وبلایی سرش نیاد