پارت هفتاد و نهم :

از آنجایی که کنجکاوی امانش نمی‌داد، تا پاسی از شب بیدار ماند تا آن کتاب عجیب و مرموز را بخواند.صبح روز بعد، هنگامی‌که از خواب بیدار شد، به سرویس بهداشتی رفت تا آبی به سر و صورتش بزند؛ اما ذهنش به قدری درگیر محتویات کتاب شده‌بود، که همان‌جا مقابل آینه ایستاد.به انعکاس خود در آینه خیره شد.انگشت اشاره‌اش را بین دو ابرویش گذاشت و وسط پیشانی‌اش را به آرامی فشرد.
بی‌اختیار پلک زد و زیر

مطالعه‌ی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۳۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان امید
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان آنا و آناهیتا
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان لیلا دلنواز
رمان عاشقانه تراشه مرگ نیلوفر سامانی دنیای رمان یامور
رمان تراشه مرگ شخصیت رهام رهام
رمان تراشه مرگ محیط آزمایشگاه
رمان تراشه مرگ شخصیت دانیال دانیال
تصویر شخصیت یاسمین آریانفر در رمان تراشه مرگ یاسمین آریانفر
تصویر شخصیت شاهین در رمان تراشه مرگ شاهین
آخرین نظرات ارسال شده
  • ریحان

    0

    چقد باحالل

    ۱ ماه پیش
  • لاله

    0

    پس به همین خاطر بود که گفت دست بزاره روی پیشونیش.بعضی نعمتها عذابه

    ۱ ماه پیش
  • moon

    0

    خرابکاری هم دوست داره ها یاسمین

    ۲ ماه پیش
  • آرزو

    0

    واقعا عجیبه یعنی همینچین چیزهایی وجود داره

    ۲ ماه پیش
  • هانیه

    2

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    بله واقعا وجود داره

    ۷ ماه پیش
  • Asal

    0

    ایشالله که داره یه اتفاقاتی میافته درون شاهین نسبت به دخترمون

    ۹ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    انشاء‌الله😍😍😍

    ۹ ماه پیش
  • عاطی

    1

    الان شاهین ویاسمین برن پیش منصوری منصوری باهاشون همکاری میکنه؟ من هنوزم نگاهم به ننصوری مثبته مگه خلافش ثابت بشه.. خداییش مهران زیاد جذابیت نداشت مثل شاهین و اینکه شاهین داره خواستن رو داد میزنه چرا یاسمین هنوز هم متوجه نشده پسری که دختری رو اذیت میکنه چون بامزه میشه یعنی اینکه من خوشم میاد ازت

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به نظر منم یه حسی تو شاهین به وجود اومده و واقعا داره به یاسمین توجه میکنه اما هنوز اون رفتار سردش رو حفظ کرده و خب انگار خودشم نمی‌دونم تکلیفشون چیه🥺🥺❤️❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • محیا

    0

    دقیقا مثل برسامه رفتاراش سرد ومغرور😉😉🫣🫣

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    از طرفی هم یاسی و هم شاهین درگیر مسائل مهم‌تری هستن و شاید به همین خاطر خیلی به نشونه‌های بین‌شون توجه نمی‌کنن🥺❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    3

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    به نکته خییلی خوبی اشاره کردی و من عاشق ریزبینی‌ت شدم عزیزممم😍😍❤️❤️ بله دقیقا همین‌طوره👌🏻👌🏻 شاهین به نحوی که بعدا متوجه میشیم، تونسته با یاسمین تله‌پاتی کنه.کاملا غیرارادی

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    2

    میدونی چرا ریز بینم تو این رمان چون دارم باهاش زندگی میکنم نیلوفر جون

    ۱۰ ماه پیش
  • محیا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    و چون ارتباط تله‌پاتیش ضعیف بوده ،ناخودآگاه چشمای یاسی رو میدیده و حالا چرا یاسی میتونسته ببینه؟؟ به خاطر تله‌پاتی.تله‌پاتی ماهیتش اینه که دو نفر ذهنی باهم ارتباط برقرار کنن و این رابطه توسط شاهین شروع شده.کاملا غیرارادی بوده و علتش بعدا مشخص میشه❤️❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    2

    چه جالب توضیحاتت کامل بود عزیزم

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    اما به طور کلی این یعنی یاسی و شاهین قبل از همه این اتفاقات‌، به طور ذهنی باهم ارتباط داشتنننن😍😍😍❤️‍🔥❤️‍🔥❤️‍🔥

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    3

    ای جونم کبوترهای عاشق من😍😍😍

    ۱۰ ماه پیش
  • اکرم بانو

    1

    نکته ی جالبی رو گفتی،من ک این موضوع رو از یاد برده بودم🫣🫣🫣🫣

    ۱۰ ماه پیش
  • شیرین

    0

    خاطرات یاسی محاله یادم بره

    ۱۰ ماه پیش
  • Niki

    0

    واییییییی نیلوفر جون اولین باری که درباره همچین موضوعی دارم تو یک رمان میخونم و راستش رو بخوای به نظرم محشره🤩❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    عالی بود واقعا سوال و جوابهاتون👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

    ۱۰ ماه پیش
  • مبینا

    0

    شاهین یعنی نمیدونه یاسمین اومده تو اتاقش اون که خیلی چیزارو میفهمه

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    حتی تصورشم بده شوهرم بتونه افکارمو ببینه وذهنمو بخونه بفهمه چه فحش هایی بهش میدم یا وقتی نقشه قتلشو میکشم هاله ام رنگش عوض بشه وییی خدا نکنه

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ای خدا😂😂😂😂این دیگه از کجا اومد؟؟😂😂

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    خیلی دوسش دارم ها ولی وقتایی هس که به فکر تهیه مرگ موشم🤣

    ۱۰ ماه پیش
  • نادیا

    0

    این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    ازش بعید نی❤️😂

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    شاهین عسیسم چه کیوتعلی شدی بزمجه

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    😁😁❤️❤️

    ۱۰ ماه پیش
  • Roghayyeh

    0

    شاهین که حتما میفهمه یاسمین رفته سروقت مدارکش و طوفان در راه است

    ۱۰ ماه پیش
  • نیلوفر سامانی | نویسنده رمان

    شاهین شخصیت غیر قابل پیش‌بینی داره ولی واقعا همه‌چیز ممکنه🥲👌🏻

    ۱۰ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️