تراشه مرگ به قلم نیلوفر سامانی
پارت هفتاد و نهم :
از آنجایی که کنجکاوی امانش نمیداد، تا پاسی از شب بیدار ماند تا آن کتاب عجیب و مرموز را بخواند.صبح روز بعد، هنگامیکه از خواب بیدار شد، به سرویس بهداشتی رفت تا آبی به سر و صورتش بزند؛ اما ذهنش به قدری درگیر محتویات کتاب شدهبود، که همانجا مقابل آینه ایستاد.به انعکاس خود در آینه خیره شد.انگشت اشارهاش را بین دو ابرویش گذاشت و وسط پیشانیاش را به آرامی فشرد.
بیاختیار پلک زد و زیر
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۱ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۰۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
لاله
0پس به همین خاطر بود که گفت دست بزاره روی پیشونیش.بعضی نعمتها عذابه
۱ ماه پیشmoon
0خرابکاری هم دوست داره ها یاسمین
۲ ماه پیشآرزو
0واقعا عجیبه یعنی همینچین چیزهایی وجود داره
۲ ماه پیشهانیه
2این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
بله واقعا وجود داره
۷ ماه پیشAsal
0ایشالله که داره یه اتفاقاتی میافته درون شاهین نسبت به دخترمون
۹ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
انشاءالله😍😍😍
۹ ماه پیشعاطی
1الان شاهین ویاسمین برن پیش منصوری منصوری باهاشون همکاری میکنه؟ من هنوزم نگاهم به ننصوری مثبته مگه خلافش ثابت بشه.. خداییش مهران زیاد جذابیت نداشت مثل شاهین و اینکه شاهین داره خواستن رو داد میزنه چرا یاسمین هنوز هم متوجه نشده پسری که دختری رو اذیت میکنه چون بامزه میشه یعنی اینکه من خوشم میاد ازت
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به نظر منم یه حسی تو شاهین به وجود اومده و واقعا داره به یاسمین توجه میکنه اما هنوز اون رفتار سردش رو حفظ کرده و خب انگار خودشم نمیدونم تکلیفشون چیه🥺🥺❤️❤️
۱۰ ماه پیشمحیا
0دقیقا مثل برسامه رفتاراش سرد ومغرور😉😉🫣🫣
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
از طرفی هم یاسی و هم شاهین درگیر مسائل مهمتری هستن و شاید به همین خاطر خیلی به نشونههای بینشون توجه نمیکنن🥺❤️
۱۰ ماه پیششیرین
3این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
به نکته خییلی خوبی اشاره کردی و من عاشق ریزبینیت شدم عزیزممم😍😍❤️❤️ بله دقیقا همینطوره👌🏻👌🏻 شاهین به نحوی که بعدا متوجه میشیم، تونسته با یاسمین تلهپاتی کنه.کاملا غیرارادی
۱۰ ماه پیششیرین
2میدونی چرا ریز بینم تو این رمان چون دارم باهاش زندگی میکنم نیلوفر جون
۱۰ ماه پیشمحیا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
و چون ارتباط تلهپاتیش ضعیف بوده ،ناخودآگاه چشمای یاسی رو میدیده و حالا چرا یاسی میتونسته ببینه؟؟ به خاطر تلهپاتی.تلهپاتی ماهیتش اینه که دو نفر ذهنی باهم ارتباط برقرار کنن و این رابطه توسط شاهین شروع شده.کاملا غیرارادی بوده و علتش بعدا مشخص میشه❤️❤️
۱۰ ماه پیششیرین
2چه جالب توضیحاتت کامل بود عزیزم
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
اما به طور کلی این یعنی یاسی و شاهین قبل از همه این اتفاقات، به طور ذهنی باهم ارتباط داشتنننن😍😍😍❤️🔥❤️🔥❤️🔥
۱۰ ماه پیششیرین
3ای جونم کبوترهای عاشق من😍😍😍
۱۰ ماه پیشاکرم بانو
1نکته ی جالبی رو گفتی،من ک این موضوع رو از یاد برده بودم🫣🫣🫣🫣
۱۰ ماه پیششیرین
0خاطرات یاسی محاله یادم بره
۱۰ ماه پیشNiki
0واییییییی نیلوفر جون اولین باری که درباره همچین موضوعی دارم تو یک رمان میخونم و راستش رو بخوای به نظرم محشره🤩❤️
۱۰ ماه پیشسهیل۲۹
1عالی بود واقعا سوال و جوابهاتون👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
۱۰ ماه پیشمبینا
0شاهین یعنی نمیدونه یاسمین اومده تو اتاقش اون که خیلی چیزارو میفهمه
۱۰ ماه پیشRoghayyeh
0حتی تصورشم بده شوهرم بتونه افکارمو ببینه وذهنمو بخونه بفهمه چه فحش هایی بهش میدم یا وقتی نقشه قتلشو میکشم هاله ام رنگش عوض بشه وییی خدا نکنه
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ای خدا😂😂😂😂این دیگه از کجا اومد؟؟😂😂
۱۰ ماه پیشRoghayyeh
0خیلی دوسش دارم ها ولی وقتایی هس که به فکر تهیه مرگ موشم🤣
۱۰ ماه پیشنادیا
0این نظر ممکن است داستان رمان را لو داده باشد

نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
ازش بعید نی❤️😂
۱۰ ماه پیشRoghayyeh
0شاهین عسیسم چه کیوتعلی شدی بزمجه
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
😁😁❤️❤️
۱۰ ماه پیشRoghayyeh
0شاهین که حتما میفهمه یاسمین رفته سروقت مدارکش و طوفان در راه است
۱۰ ماه پیش
نیلوفر سامانی | نویسنده رمان
شاهین شخصیت غیر قابل پیشبینی داره ولی واقعا همهچیز ممکنه🥲👌🏻
۱۰ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

ریحان
0چقد باحالل