پارت هشتم :


شیشه‌ی قاب عکس چند تکه شد و عکس کوچکش بیرون پرید.
آن مرد با چهره‌ای بر افروخته به من نگاه می‌کرد.
دست‌هایم انگار که هنوز هم آن قاب عکس را گرفته باشند، توی هوا معلق مانده بودند.
- من... من اومدم... دنبال پـ.. پسرخا.. خاله‌م!
لکنت گرفته بودم.
این خانه... این ویلا ابدا جای امنی نبود.
قدمی به جلو آمد. صدای پایش اصلا شنیده نمی‌شد!
مثل یک سایه سیاه بود... مثل یک روح!

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۸ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۸۵ روز پیش تقدیم شما شده است.

شخصیت اشکان در رمان مافیایی نپنتی اشکان
شخصیت اسما در رمان مافیایی نپنتی اسما
شخصیت دلوین در رمان مافیایی نپنتی دلوین
شخصیت دنیز در رمان مافیایی نپنتی دنیز
شخصیت رعنا در رمان مافیایی نپنتی رعنا
شخصیت سینا در رمان مافیایی نپنتی سینا
شخصیت سورن در رمان مافیایی نپنتی سورن
تصویر شخصیت های اصلی رمان نپنتی سورن و دنیز
آخرین نظرات ارسال شده
  • Asal

    0

    چه شیر تو شیری شد. تو عمرم این همه استرس نکشیده بودم

    ۵ روز پیش
  • شادان

    0

    واای واای عجب وضعی درست کردی دنیز ..وای واای

    ۱ ماه پیش
  • Aysan

    0

    هرچند این آقایون مافیا منطق سرشون نمیشه ولی دنیز یکم منطقی تر میتونست رفتار بکنه اما خب قابل قبوله که تحت فشار بوده👀

    ۲ ماه پیش
  • مهدیه

    1

    قلم خوبی دارن نویسنده

    ۴ ماه پیش
  • H

    2

    خیلی عالیه پر از هیجان

    ۴ ماه پیش
  • Hajar

    1

    اشکان وارد میشود😂 آخه چرا شیشه رو شکوندی مرد....؟

    ۶ ماه پیش
  • عاطی

    0

    اکبری *** است...مردک چرا شیشه میشکونی..واقعا همتون حیوونید ...دنیزمون زهرترک شد..🩵 عالی بود.. ممنون♥️

    ۶ ماه پیش
  • محرابی

    0

    ممنون عزیزم خیلی هیجان انگیز وعالیه. بابا برای یک کفش ببین بیچاره رو چه میکنین سکته کرد خب

    ۸ ماه پیش
  • سهیل۲۹

    1

    گیر افتادی دیگه..اگه خدا بخواد فقط میتونی بری 😫😫

    ۹ ماه پیش
  • آمینا

    1

    ای وای.هرچی جلوتر رفتی بدتر کردی دختر

    ۹ ماه پیش
  • نفس

    1

    وای چه پارت هیجانی وترسناکی وقتی یک بار داخل بشی دیگه نمی تونی دربری خیلی بده

    ۹ ماه پیش
  • Roghayyeh

    3

    😂🤣دوتا حیون؟؟سورن قراره بد جور تلافی این حرفتو سرت در بیاره

    ۹ ماه پیش
  • ساناز

    0

    🤍💛🩶💜🧡🩵🤎❤️💚💙

    ۹ ماه پیش
  • ترنم

    1

    انقد حرص میکشم اسما اونجا دنبال آدمیه مخ بزنه اینجا هم دنیز گرفتار شد هم به ماشینش خسارت زدن

    ۹ ماه پیش
  • ترنم

    0

    الان که نگهش میدارن پس بچش چی میشه مهراد چیکارش میکنه🥺

    ۹ ماه پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️