پریا به قلم مرضیه نعمتی
پارت چهارم :
شب بود و در حال شانه زدن موهای بلند و مواج ساناز به آریا فکر میکردم. که دوباره برمیگشت و ساناز را میخواست یا پشیمان میشد؟! با شناختی که در موردش پیدا کرده بودم بعید بود که عقب نشینی کند. زنگ در که به صدا در آمد رو به پویا که در حال بازی با گ ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما
لطفا صبر کنید...

زرناز
0عالیه دستتون درد نکنه مثل همیشه گل کاشتین😍😍👏👏👏