پارت هفتاد و نهم :

سیاوش که از لحظه شنیدن خبر عروسی پریزاد آشوب به دلش افتاده بود، بی آنکه وقت تلف کند، به سمت در دوید و رو به طوبی خانم گفت:
_به حرمت حقی که به گردنم دارید کاری با محبوبه ندارم.
سپس در چوبی طناب پیچ شده را به زحمت باز کرد و ادامه داد:
_خیالتون راحت، هیچ کدوم از خطاهای دختر دایی به بیرون درز نمیکنه.
طوبی خانم خجالت زده از عمل زشت دخترش، زیر لب "خدا خیرت بده" ای گفت و بار دیگر به سر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲۴۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • فخری

    0

    خسته نباشی نرگس جان عالی بود قلم زیبائی دارین پیشنهاد میکنم حتما این رمان زیبا را بخونید🙏🏻🌹❤

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🌹♥️

    ۸ ماه پیش
  • Sedna

    0

    ممنون بانوی عزیز خیلی قشنگ بود😘 حالا سیاوش که خودش قراره خلاص سه و بیاد دنبال پریزاد واقعا تنهایی چجوری پریزادونجات بده ازدست این شیاطین🥺

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    💝💞

    ۸ ماه پیش
  • بانو

    0

    کاش یه پارت هدیه برامون درنظر بگیرید اینقدر جذاب مینویسین تا میام بخونم تموم شده ما موندیم تو خماری

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    شاید داشتیم😏

    ۸ ماه پیش
  • بانو

    0

    شما شایسته ستایش هستین بااین قلم زیباتون هرپارت عالی تر دلنشین تر

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    خجالتم ندید عزیزم🙏🌹

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    اسم شهبازوبایدمیزاشتن شیادخان والابخدا

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    😅

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    ممنون ازت نویسنده توانمندواقعامحشره قلمت پایدار❤️❤️🌹

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    🙏❣️

    ۸ ماه پیش
  • سعادت

    0

    خدایا هر چه زودتر پریزاد را ازدست این شیاطین نجات بده

    ۸ ماه پیش
  • اذر

    0

    چه دایی بدجنسی

    ۸ ماه پیش
  • سمیه

    0

    کاش اتفاقی برای پریزاد نیفته

    ۸ ماه پیش
  • ابی

    0

    واقعا لطف بزرگی کردی دلم نمیخاهد دیگه دوباره سیاوش گیرش بیفتد ولی خدایش یعنی شهباز نمیدونه ماهرخ چه جانوری داداشش کشته

    ۸ ماه پیش
  • اکرم بانو

    0

    کاش سیاوش نمیومد...

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    چه قدناراحتم برای پریزادوسیاوش طفلیا ازاول داستانشون تاالان چه سختی هاکه نکشیدن 😔😔

    ۸ ماه پیش
  • مرضیه

    1

    خدالعنتشون کنه .میگه ازآن نترس که های وهوداردازآن بترس که سربه توداردراست گفته واقعااین شهبازخان چه قدمارموزه

    ۸ ماه پیش
  • رزا

    1

    وای معلوم بود این شهباز خان آب زیر کاه نقش پسر خوبه را بازی می کنه الحق که هم نریمان هم شهباز پسرای اون جانی ان

    ۸ ماه پیش
  • هیفا

    0

    وای این ماهرخ چقدرکثیفه کی سیاوش برسه کاشکی یه پارت هدیه بدین

    ۸ ماه پیش
  • نارسیس زد ای آر | نویسنده رمان

    کامنتا خیلی کمه🥺

    ۸ ماه پیش
کپی شد!